پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٤٠ - آنچه هنگام عزيمت به ابو موسى گفته شد
نگون بختى بگذرد[١]، مبادا عمرو تو را بفريبد كه عمرو به هر بامداد (چون از جا خيزد از صبح تا شام) دشمن خدا باشد.
او را گونهگون نيرنگهاست كه عقل در آن حيران ماند و آن همه را زراندود كرده است و به صورتنگارى آراسته نمايد.
پس معاوية بن حرب را در اين ماجرا چون شيخ و پيشوايى بىرقيب و بىعيب قرار مده.
خداوند او[٢] را به رهبرى فردى رهنمون شود كه همسر دختر پيامبر است، و چه نيك و خجسته دامادى است.
- در جايى ديگر، غير از نوشته ابن عقبة آمده است: «هم شأن دامادى پيامبر. و چه دامادى خجستهاى» ابو موسى گفت: شايسته نيست گروهى كه مرا متّهم مىكنند، مرا به مهمّى اعزام دارند تا باطلى را از آنها دور يا حقّى را براى آنان تأمين و تثبيت كنم. و نجاشى بن حارث بن كعب كه دوست ابو موسى بود اين شعر را براى او فرستاد:
قصيده نجاشى در باره ابو موسى
|
يؤمّل اهل الشّام عمرا و انّنى |
لآمل عبد اللّه عند الحقائق ... |
|
مردم شام به عمرو اميدوارند و من بىگمان به هنگام بروز حقايق به عبد اللّه (ابو موسى) اميد بستهام.
بىگمان آنگاه كه عمرو، يكى از خدنگهاى نيرنگ خود را چون آذرخشى[٣] در افكند، ابو موسى حقّ ما را از گزند آن نجات مىدهد.
و حقّ ما را مادام كه رگ جانش مىطپد، محقّق خواهد داشت، و ما بر اين اميد چشم به راه و منتظريم، كه عمرو هر چند به نيرنگ كوشد، به گرد مركب وى كه مردى صاحب سابقه در
[١] اين دو بيت متضمّن دو مفهوم است: مراد اينكه ايّام گذشته و حال برابرند ولى فردا كه روز اعلام داورى شماست روزى سرنوشت ساز است، يا گذشته و حال ايّام اين جهان كه مهلت دنياست يكى است ولى در فرداى قيامت نيكبختى و نگون بختى افراد معلوم شود.- م.
[٢] مرجع اين ضمير به اعتبار صنعت التفات در شعر، ابو موسى است.- م.
[٣] متن« الصواعق» و در شنهج( ١: ١٩٦)[ البوائق].