پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤١٩ - على و عبد العزيز بن حارث
و سواران آهن پوش مسلّح، در وزش باد نمور شمالى، بسان شيران شرزه پايدارى كردند[١].
[على و عبد العزيز بن حارث]
و در حديث عمر بن سعد گويد:
آنگاه على نماز صبحگاهى به جاى آورد و سپس به سوى دشمن پيشروى كرد و چون آنان او را ديدند با پيشروى متقابل خود به رويارويى او شتافتند و جنگى سخت درگرفت. سواران شامى به سواران عراقى حمله كردند و راه را بر هزار تن يا شمارى بيشتر از ياران على بستند و آنان را محاصره كردند و رابطه ايشان را از ديگر يارانشان گسستند و مانع رسيدن آب به آنها شدند. در آن دم على ندا بر آورد:
آيا مردى نيست كه خويشتن را از خدا باز خرد و دنيايش را به آخرتش بفروشد؟
مردى جعفى كه او را عبد العزيز بن حارث مىخواندند، سوار بر اسبى سياه كه رنگش به پر زاغ مىمانست، از سر تا پاى آهن پوش بدانسان كه جز ديدگانش پيدا نبود پيش آمد و گفت: اى امير مؤمنان، هر آن فرمان كه باشد بفرماى، به خدا سوگند هيچ فرمانى نباشد كه تو بدانم فرمايى و من به انجام نرسانم. پس على گفت:
|
سمحت بامر لا يطاق حفيظة |
و صدقا، و اخوان الحفاظ قليل[٢] ... |
|
از سر ثابت قدمى و ديندارى فرمان دشوارى را پذيرفتى، و برادران ثابت قدم بسى اندكند.
پروردگار جهانيان پاداش خيرت دهاد كه از دست تو كارى بسيار نيكو بر آمد[٣].
اى ابا الحارث، خداوند گامت را استوار دارد. بر شاميان بتاز تا به يارانت
[١] متن« تضبر: به معنى تثبّت» و در اصل به تحريف[ تصبر].
[٢] در شنهج( ١: ٥٠١)[ ... و اخوان الصّفا برادران پاكدل].
[٣] متن\sُ« جزاك اله النّاس خيرا فقد\z وفت يداك بفضل ما هناك جزيل»\z\E و بيت به اين صورت اقواء دارد و در شنهج[ ... خيرا فانّه لعمرك فضل ...].