پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٥٠ - خطبه على
پس از آن پشت كردن و حمله شما، پس از آن گريزتان نمىبود، گناه (و مجازات) فرارى جنگى كه روز حمله پشت مىكند و مىگريزد بر شما واجب مىآمد، و به نظر من همگى دستخوش هلاك شده بوديد. ولى وقتى شما را ديدم كه سرانجام آنها را- چنان كه آنان شما را عقب رانده بودند- پس رانديد، لختى شادمانيم باز آمد و اندكى آسوده شدم، و چون ديدم آنان را همانگونه كه شما را از آوردگاه (و مواضعتان) دور كرده بودند از جايشان تارانديد، و با شمشير چنان بر آنان تاختيد كه صف پيشينشان بر واپسينشان مىجهيد[١] و آنها را چون اشتران تشنه افسار گسيخته در هم ريختيد[٢]، پارهاى از سوز دل و داغ اندوهم بكاست[٣]. پس اينك پايدارى كنيد، كه آرام گرفتيد و خداوند به پرتو يقين، گامتان را استوار داشت تا هر گريزنده از جنگ (و سرباز فرارى) بداند كه خداوند را به خشم مىآورد و خويشتن را به (مغاك) گناه و ننگ فرار سرنگون مىكند، و فرار موجب آزردگى خداوند از او و خوارى پيوسته [وى، و ننگ جاودانه، و از كف دادن غنيمت][٤] و سبب تباهى (باقيمانده) زندگى است. و به راستى كه فرار به عمر وى نيفزايد و پروردگارش را نيز خرسند نكند. پس مرگ مرد، به حقيقت پيش از در آمدن بدين صفتها (و آلودگى بدين رذايل) بهتر از رضا دادن او به در پوشيدن اين[٥] (چركين جامههاى ننگ و رسوايى) و پذيرفتن آنهاست.
[١] يعنى صفوف پيشين كه زمان حمله جلو بودند اينك به هنگام فرار برگشته و بر سر صفوف پسين كه در جهت خلاف مقدم شده بودند پا مىنهادند.- م.
[٢] متن از روى طبرى« كالابل المطّردة اليهم ...» و در اصل و شنهج[ المطرودة رانده شد].
[٣] متن از روى طبرى« احاج» و در اصل[ حاج] و در شنهج[ لاعج].
[٤] كلمه« وى» و بقيه افزودگى ميان دو قلاب از طبرى است.
[٥] متن« من الرضا بالتلبّس بها» و در طبرى[ بالتأنيس لها به خود گرفتن بدانها].