پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٦٩ - شعر نجاشى
هرگز هلاك نمىشوند، و نيز ابن معمّر، كه خطبههايش بيانگر واقعيّت است و كار آشفته قومش را سامان مىدهد.
اما حريث به راستى آنگاه كه دم از مخالفت با صلح زد خدايش گمراه داشته بود، در حالى كه مرد صاحب نفوذ، كردوس است (كه موافق صلح است).
در اين فتنه عظيم كه اگر «ابن وعله (مجرّب) در آن مىبود حيران مىشد، حضين (بىتجربه) به نحو محسوسى پريشانگويى كرده است.
(صلح طلبان آنها) بر ما منّت نهادند و ما هم بر آنان منّت نهاديم، ولى او سخنى به ايشان گفت كه (از ناهنجارى) اشتران كلان را مىرماند.
هر قبيلهاى نصيحت و خير انديشى خود را باز گفت مگر ربيعه كه پنداشت ديگران زندانى (و دستخوش خوف از جنگ) هستند.
شعر نجاشى
و نجاشى گفت:
|
انّ الأراقم[١] لا يغشاهم بوس |
ما دافع اللّه عن حوباء[٢] كردوس ... |
|
بزرگمردان بنى بكر مادام كه خداوند از شخص كردوس حمايت مىكند به تنگنا نمىافتند.
اين زبده سواران، تبار از تغلب غلبا[٣] دارند كه همگى سردار و سرور و فرزندان سروران و سالارانند.
فرماندهى را كه دينى راستين و نظرى دور از خطا و اشتباه است چه پروايى باشد.
[١] ارقام، عبارتند از جشم و مالك و عمرو و ثعلبه و حت و معاويه، پسران بكر بن حبيب بن عمرو بن غنم بن تغلب بن وائل بن قاسط( از اين رو در ترجمه به بنى بكر تعبير شد.- م.)
[٢] متن به تصحيح قياسى« عن حوباء» و در اصل[ من حوباء].
[٣] متن به تصحيح قياسى الغلبا كه لقب تغلب بن وائل بن قاسط بن هنب بن افصى بن دعمى بن جديلة بن اسد بن ربيعة( نياى بزرگ بنى ربيعه و بنى بكر) بن نزار است.- القاموس( غلب) و المعارف، ٤١- ٤٢، و در اصل[ العليا].