پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٨٤ - خطبه على هنگام عزيمت
مردم به خطبه ايستاد و گفت:
خطبه على هنگام عزيمت
سپاس ويژه خدايى كه نعمتهايش ناپيدا نيست[١] و احسانش را همچندى نباشد، و گواهى مىدهم كه خدايى جز خداوند نيست و ما و شما بر اين گواهيم، و گواهى مىدهم كه محمد، بنده و فرستاده اوست، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم. اما بعد، آگاه باشيد كه اينك من طلايهداران خود را گسيل داشته و به ايشان دستور دادهام كه پيوسته در اين كرانه[٢] پيش روند تا فرمان (بعدى) من به ايشان برسد، و قاطعانه تصميم گرفتهام اين آب[٣] را به سوى گروه كوچكى از شما كه در نواحى فرا دست دجله وطن دارند قطع كنم، (يا اين آب را در درنوردم) و اگر خدا بخواهد، ساكنان آن منطقه را همراه شما با پيكار با دشمنان خدا برانگيزم، اكنون عقبة بن عمر انصارى را بر مصر گماشتهام و چيزى (از لوازم بسيج و اداره مملكت) را در مورد شما و خود فروگذار نكردهام. پس مبادا عقب مانيد و دست به دست كنيد، چه من مالك بن حبيب يربوعى را به جاى خود گماشتهام و به او دستور
[١] متن از روى شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد( ١: ٢٨٧)« غير مفقود النعم»( يعنى نعمتهايش به وفور آشكار است) و در اصل به خطا[ غير معقود و النعم].
[٢]« الملطاط» سيد رضى در توضيح خود بر نهج البلاغه آورده است:« گويم: مراد( امام) عليه السلام از ملطاط در اينجا مسيرى است كه ايشان را به راه پيمودن مستمر و ملازمت آن مأمور كرد و آن كناره فرات بوده است. اين لفظ را بر ساحل دريا نيز اطلاق كنند و اصل آن به معنى دشت هموار است.»
[٣] عبارت متن چنين است« فقد اردت ان اقطع هذه النطفة الى شرذمة منكم موطنين باكناف دجلة» سيد رضى گويد:« مراد از نطفه، آب فرات است و اين از عبارات شگفت و غريب باشد»( امير مؤمنان عليه السلام در خطبه ديگرى كه مقارن با آهنگ جنگ با خوارج ايراد فرموده اين تعبير را به كار برده فرمايد:« مصارعهم دون النطفة قتلگاه ايشان اين سوى آب( نهروان) است» و سيد رضى افزايد: مقصود از« نطفه»( به معنى آب صاف) آب نهر است و اين فصيحترين كنايه است براى آب، هر چند زياد باشد، و پيش از اين بدين معنى( در ذيل خطبه چهل و هشتم كه راجع به جنگ صفين بود) اشاره كرديم.- خطبه ٥٨، نهج البلاغه، فيض الاسلام ص ١٤٠ مجلد اول.- م.)