پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٨ - منزلى كه على(عليه السلام) در كوفه اختيار كرد
بر گردن داشتند به جنگ با من برخاستند و خون نزديك به هزار تن از شيعيانم را ريختند، پس من هم با آنان جنگيدم. آيا تو از اين بابت (هنوز) در شكّى؟» گفت: در شك بودم، اما اينك حقيقت را فهميدم و خطاى آن گروه بر من آشكار شد و به راستى، تو هدايت شده درست كردارى.
ابو برده ازدى (كه بود)؟
پيران قبيله ياد مىكردند كه وى طرفدار عثمان بود و با وجود آن در صفّين همراه على حضور يافت ولى پس از بازگشت با معاويه به نامهنگارى پرداخت و چون از معاويه جانبدارى كرد وى زمينى خالصه در فلوجه[١] به تيول او داد و بر او گشادهدست بود.
آنگاه على آماده پايين آمدن (از منبر) شد و تنى چند از مردان برخاستند كه سخنى گويند ولى چون ديدند كه او پايين آمد نشستند و خاموش ماندند.
[منزلى كه على (عليه السلام) در كوفه اختيار كرد]
صر: ابو عبد اللّه بن سيف بن عمر، از سعد بن طريف، از اصبغ بن نباته (روايت كند) كه:
چون على عليه السلام به كوفه درآمد او را گفتند:
در كدامين كاخت منزل دهيم؟ فرمود: «مرا در كاخ بومان[٢] منزل ندهيد.» پس به سراى جعدة بن هبيره مخزومى وارد شد.[٣] نصر از فيض بن محمد، از عون بن عبد اللّه بن عتبه، گويد:
چون على به كوفه درآمد بر در مسجد پياده شد و وارد گشت و نماز گزارد، سپس پشت به ديوار بداد و مردم پيرامونش نشستند، آنگاه از حال مردى از ياران
[١] فلوجتان: نام دو روستاى بزرگ در ميانه بغداد و كوفه نزديك عين التّمر است، و آن دو را فلوجه كبرى و صغرى و نيز فلوجه عليا و سفلى گويند.
[٢] قصر الخبال كاخ فساد يا كاخ بومان شوم.- م.
[٣] ابن ابى الحديد مىنويسد:« گويم: جعده پسر خواهر ام هانى دختر ابى طالب،( كه) همسر هبيرة بن ابى وهب مخزومى بود و جعده را برايش بزاد.»