پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٧ - نامه نگاشتن به اشعث بن قيس
دلى را نشكست.
پس تمام قبيله از يمن گرفته تا فراترين مناطق از دو تبار معد[١] خرسند و شادمان شدند.
در ميانه ما پيش از آن چنان سخنورى نبود، نه در گذشته چنو خطيبى ديدم و نه در آينده نظير او را گمان برم.
چون ابن قيس در ميان ما حضور يابد همه پروانهوار گرد شمع وجودش گرد آييم و چون برود گويى بخت و نصيب ما رفته است.
اگر او در كنار من باشد من در كار خود دچار وحشت نمىشوم هر چند پناه و پشتيبان ديگريم نباشد.
او را، هم دنياست كه بدان زندگانى كند و هم دين، و در نبرد چون ذى شبلين[٢] دلير است.
[بيعت جرير با على]
راوى گويد:
سپس جرير از همدان روانه شد تا در كوفه حضور على عليه السلام رسيد و با او بيعت كرد و مانند ديگر مردم به فرمانبردارى از على و التزام امر او درآمد.
نامه نگاشتن به اشعث بن قيس
آنگاه (امام عليه السلام) فرستادهاى نزد اشعث بن قيس كندى فرستاد.
نصر: محمد بن عبيد اللّه، از جرجانى روايت كرد و گفت:
چون با على بيعت شد و او به نگاشتن نامههايى به كارگزاران خود
[١] يعنى ربيعه و مضر پسران ابى نزار بن عدنان.
[٢] ذى شبلين، در لغت شيرى است كه او را دو بچه باشد و در اصطلاح كنايه از هر دلاور سترگ باشد، و شايد مراد خود امير مؤمنان پدر بزرگوار حسنين عليهما السلام است. و نيز« ذو الشبلين» لقب عامر بن عمارة بن خزيم الفاعم بن عمرو بن حارث، رئيس مضريّه در شام و يكى از شهسواران دلير عرب، متوفاى سال ١٨٢ ه ق است كه چون دو پس همزاد آورد او را بدين لقب« صاحب دو شير بچه» خواندند.- م.