پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٦ - شعر معاوية بن صعصعة
اى دودمان تميم بن مرّ، به راستى احنف نعمتى از جانب خداست كه جز به شما (قبيله) بنى سعد اختصاص نيافته.
اين نعمت الاهى پس از شما، ديگر اهل سرزمينتان را بدان شبهاى تيره كه همگان اعزام هيئت را مذمت مىكردند، بهرهور ساخت.
گذشته از آن عظمت وى در گسيختن پيوند از اهل سرزمين خويش است كه تمام آنها از فراخ نعمتى برخوردار و مردمى مالدار بودند، و نيز عظمت او در اين است كه وى صاعى كوچك را ترجيح داده و از دراهم بسيارى كه نقدا به او جايزه مىدهند، چشم پوشيده است[١].
ديروز رأى او براى بنى سعد موجب بازداشتن آنها از گناه گرديد و او از آغاز تا پايان در ميان ايشان خطا نكرده و نادرست نگفته، و اينك (پيروى از رأى) او به منزله گرفتن خامه سرشير است كه او به آسانى عرضه مىدارد، پس در گرفتن كره شتاب نكنيد و خود را عذاب ندهيد[٢].
و نيز از او عقب نمانيد و طبق رأى و نظر او زندگى كنيد و از آنچه به شما مىگويد گريزگاهى به كجروى نجوييد.
آيا او در هر هيئتى سخنگوى قوم نيست و در عين بعد مسافت به نزديكترين وجهى به آرمانهاى قوم و افكار عمومى نزديك نيست؟
راستى را كه على در ميان خرد و كلان و درويش و توانگر بهترين فرد است، پس امروز جهد و سختكوشى خود را از او دريغ نداريد، او با كسانى كه به اهميت پيكارش وقعى نمىنهند مبارزه مىكند و هر كه و هر چه با دين او سازگار نيست چون سكّه قلب مردود است.
او كسى است كه سى آيه در حقش نازل شده و خداوند در آن آيات، وى را مؤمن پاكدل بىنظيرى خوانده است.
اين آيات غير از ديگر نكات مثبتى است كه درباره او آمده و جز آياتى است كه به موجب آنها خداوند قبول ولايت و دوستدارى او را واجب ساخته است.
[١] صاع، پيمانهايست برابر چهار مد و هر مد تقريبا يك كف متوسط پر از غلات باشد- مراد اينكه او چهار مشت گندم يا جو را كه جيره سربازى سپاه على عليه السلام بود بر دراهم بسيارى كه معاويه به او پيشنهاد مىكرد ترجيح داده بود.- م.
[٢] مراد آنكه او خردمندى است كه چكيده و لبّ مطلب را به شما مىگويد و شما را به درستى هدايت مىكند.- م.