پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٣٦ - اعتراض قريشيان به معاويه
چيز بر آنان بباليم و مباهات كنيم؟ به اسلام، يا به جاهليّت؟ اگر به اسلام بباليم، اين افتخار از جهت پيمبرى با ايشان است و اگر به جاهليّت فخر فروشيم، پادشاهى در آن دوران با يمنيان بوده است و اگر بگوييم ما قريشى هستيم، عرب گويند: آنان سر به فرمان بنى عبد المطّلب سپردهاند.
اعتراض قريشيان به معاويه
پس عتبه بن ابى سفيان (بر سر غيرت آمد و) خشمگين شد و گفت: «از اين سخنان بگذريد كه من فردا با جعدة بن هبيره روبرو خواهم شد» معاويه گفت:
زها زه، قوم وى بنو مخزوم، و مادرش ام هانى دختر ابى طالب و پدرش هبيرة ابن وهب است و از اين رو (تو را) همتا و هماوردى راد باشد. مشاجره بين عتبه و آن كسان بالا گرفت تا بدانجا كه به يك ديگر پرخاش كردند و بر آشفتند. آنگاه مروان گفت: به خدا سوگند اگر آنچه را روز هجوم به خانه عثمان ديدم و در بصره به عيان مشاهده كردم نديده بودم مرا در حق على رأى و نظرى بود كه مردى را با تبار و ديانت او سزد، اما «اگر و مگر[١]» ى در كار آمد ... (و بر اثر آن مشهودات، نظر من از او برگشت). معاويه بىآنكه با ديگر كسان (قريش) درشتى كند، وليد بن عقبه را (شماتت كرد) و از او به زشتى نام برد و وليد با او درشتى كرد و معاويه به او گفت: «اى وليد، تو به خاطر (قضيه) عثمان با من گستاخى مىورزى[٢]، او بود كه تو را حد زد و از كوفه تبعيد كرد.» اما پيش از آنكه شب به پايان رسد (معاويه و قريشيان) با هم سازش كردند و معاويه آنان را از خود راضى كرد و اموال هنگفتى بديشان بخشيد. معاويه به عتبه پيام فرستاد و از او پرسيد:
«تو با جعده چه خواهى كرد؟» پاسخ داد: «امروز با او ديدار و فردا با وى پيكار مىكنم.» جعده در ميان قريش ارجى گران و زبانى نيكو بيان داشت و از شيفتگان على بود كه بيش از ديگر مردم بدو دلسپرده بود.
[١] متن« و لكنّ و لعلّ- اما و شايد».
[٢] متن« تجترى علىّ بحقّ عثمان» و در شنهج( ٢: ٣٠١)[ ... بنسبك من عثمان].