پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٤٢ - احاديثى كه درباره عمار رسيده است
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ ...
اين پيامبران را برخى بر بعضى برترى و فضيلت داديم ...[١]».
تا آنجا كه فرمايد:
... وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ وَ لكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَ مِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ ...
و اگر خدا مىخواست پس از فرستادن پيامبران و معجزات آشكار، مردم با يك ديگر در مقام خصومت و قتال بر نمىآمدند. ليكن با يك ديگر به اختلاف و دشمنى برخاستند و برخى ايمان آورده و برخى كافر شدند ...»[٢].
پس چون اختلاف در ميانه ما افتاد ما به سبب (قربت) به خداوند و معرفت قرآن و پيامبر و وابستگى به حق شايستهتر بوديم. پس «آنان كه ايمان آوردهاند» ماييم و «آنان كه كافر شدند» ايشانند، و خداوند پيكار با ايشان را اراده كرده و ما از سر هدايت، به خواست خداوند[٣]، پروردگار خويش و به اراده او به پيكار با آنان پرداختيم.
[احاديثى كه درباره عمار رسيده است]
نصر، از سفيان ثورى و قيس بن ربيع[٤]، از ابو اسحاق، از هانى بن هانى از على (ع) كه گفت:
روزى عمّار بن ياسر بر در آستان پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و اجازه ورود خواست. فرمود: «او را رخصت دهيد، خوش آمدى، اى پاك پاكزاد».
[١] صدر آيه ٢٥٣، البقرة.
[٢] البقرة، ميانه آيه ٢٥٣
[٣] متن از روى شنهج( ١: ٥٠٦)« بمشيّة اللّه» و در اصل[ بسنّة اللّه به آئين خدا].
[٤] قيس بن ربيع اسدى، ابو محمد كوفى. ابن حجر گويد:« او را در شمار تابعان شمردهاند» لسان الميزان و منته المقال، ٢٤٧. در اصل به تحريف[ ... بن الربيعى] آمده- آنچه در ص ٢٩٥ و ٣١٥ گذشت.