پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٩٥ - نامه بسر به شاميان
[تأثير شعر ايمن]
راوى گويد:
چون گروهى كه از طول جنگ به ستوه آمده بودند سروده ايمن بن خريم را شنيدند از جنگ دست كشيدند. اين ايمن مردى پارسا و سختكوش بود و معاويه حكومت فلسطين را، به شرطى كه از وى پيروى و در جنگ با على از او دنبالهروى كند[١]، براى او مقرر داشته بود، ولى ايمن به او نگاشت:
قصيده ايمن خطاب به معاويه
|
و لست مقاتلا رجلا يصلّى |
على سلطان آخر من قريش ... |
|
من با مردى كه نماز مىگزارد[٢] بر (مراد دل) چيره دستى ديگر كه او نيز قريشى است، نمىجنگم، تا چيرگى و سلطنتى كه اين يك به دست آرد از آن خود وى باشد و بر من گناه ماند، پناه بر خدا از بىخردى و تندى و شتابزدگى.
آيا مسلمانى را بىگناه بكشم كه تا عمر دارم سودى به خود نرسانده و (در آخرت نيز) بىبهره باشم؟
[نامه بسر به شاميان]
راوى گويد:
[بسر[٣]] به مردم شام نوشت: «به خدا سوگند، من بر آنم كه اگر شما اين قرار سازش را فرو گذاريد به عراقيان پيوندم و بازوى مددكار آنها بر ضدّ شما باشم.
من جز به خاطر مسالمتجويى (و صلحطلبى خود را كنار نكشيده) از هر دو گروه (متخاصم) دست بر نداشتهام.» معاويه (به طعنه) گفت: اى بسر، آيا مىخواهى بدين خير! بر ما منّت گذارى[٤]؟
[١] متن از روى شنهج« و يشايعه على قتال على» و در اصل[ على أن يبايعه على قتال على- بدين شرط كه در جنگ بر ضد على، با او بيعت كند].
[٢] اشاره به امير مؤمنان على عليه السلام است كه نخستين كسى بود كه با پيامبر اكرم صلوات اللّه عليه و سلّم نماز گزارد.- م.
[٣] تكمله به سياق عبارت و به تصحيح قياسى است.
[٤] يعنى:« آيا صلحطلبى و تن آسانى خود را وسيله منّت گذاشتن بر سر ما كردهاى» يا« با اين كار خيرى كه انجام مىدهى مىخواهى بر سر ما منّت گذارى! و تهديد نيز مىكنى؟».- م.