پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٥٥ - نامه على به عمرو بن عاص
پاسخ معاويه
پس معاويه نوشت:
از معاوية بن ابى سفيان به على بن ابى طالب. اما بعد، حسد را كه هرگز از آن سودى نبردهاى رها كن و پيشينه تقدمت را (در اسلام) به آزمندى غرور خويش تباه مساز زيرا امور به سرانجام خود بستگى دارد. و سابقه (خدمات) خود را در مطالبه حقى كه بر آن دست نيابى از بين مبر، زيرا اگر چنين نكنى جز به خويشتن زيان نزدهاى و جز كار خود را خراب نكرده و جز حجت خود را باطل نساختهاى. به جان خودم، آنچه پيشينه (خوب) نيز داشتهاى گويى اينك به سبب بىپروايى تو در خونريزى و جسارتت در مخالفت با اهل حق از ميان رفته است. سوره الفلق را بخوان و از گزند نفس خود به خدا پناه بر زيرا تو خود همان حسودى هستى كه (فرمود) چون حسد برد (ديگران بايد به خدا پناه برند)[١].
نامه على به عمرو بن عاص
و به عمرو بن عاص نوشت: بسم اللّه الرحمن الرحيم از بنده خدا على، امير مؤمنان به عمرو بن عاص. اما بعد، به راستى دنيا باز دارنده آدمى از هر كار، و دنيادار در دام آن گرفتار[٢] است، هرگز بهرهاى از آن نبرد مگر آنكه درى از آز به رويش بگشايد و هزينهاى بر گردنش افكند كه دلبستگى او را بدان افزون كند و هرگز آرزومند دنيا هر چه از آن برگيرد- به سبب فزونى آنچه بدان دست نيافته است- از دنيا سير و بىنياز نشود و فراسوى همه اينها بايد (سرانجام) از آنچه گرد آورده است جدا شود. نيكبخت كسى كه از سرنوشت ديگرى پند گيرد. اى ابا عبد الله پاداش خود را تباه مدار و با معاويه در پى سپارى راه باطلى كه در پيش
[١] متن« فانّك الحاسد اذا حسد» اشاره به تعبير قرآنى آيه ٥ سوره الفلق كه فرمايد: وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ.- م.
[٢] متن« و صاحبها مقهور فيها» و در شنهج[ و صاحبها منهوم عليها و صاحبش بسيار آزمند بر آن].