پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٠٧ - گفته صلتان در كشته شدن عبيد الله
عبيد اللّه بن عمر و حريث بن جابر حنفى
عبيد اللّه بن عمر در حال حمله چنين مىگفت:
|
انا عبيد اللّه ينمينى عمر |
خير قريش من مضى و من غبر ... |
|
منم عبيد اللّه، پرورده و بركشيده عمر، آن كه در ميان قريش از جمله گذشتگان و روى در نقاب خاك كشيدگان بهتر بود، مگر از پيامبر خدا و آن پير ارجمند[١]. بارى «مضريان» در ياورى به عثمان تأخير كردند و ربيعيان آب را بر او دريغ داشتند و طايفه يمانيان سركش به آزارش شتافتند، و در كشتن بهترين فرد نسل كهن بر يك ديگر پيشى گرفتند.
در اين هنگام حريث بن جابر حنفى بر او حمله برد و مىگفت:
|
قد سارعت فى نصرها ربيعة |
فى الحقّ و الحقّ لهم شريعة |
|
ربيعيان به يارى دين حق شتافتند و حق آيين ايشان است بس كن كه تو هرگز نتوانى قبيله غيرتمند گوش به فرمان (خدا) و فرمانبردار حق را بدنام كنى، تا جام زشتناميش را[٢] بنوشى.
پس ضربتى بر او زد و وى را از پاى در آورد و ابن جون سكونى پرچمش را برداشت.
[گفته صلتان در كشته شدن عبيد اللّه]
در حديث محمد بن عبيد اللّه، از جرجانى آمده است كه:
صلتان عبدىّ[٣] [از كشته شدن عبيد الله و اين كه قاتل او حريث بن جابر حنفى بوده ياد مىكند] و گويد:
|
ألا يا عبيد اللّه ما زلت مولعا |
ببكر لها تهدى اللّغا و التّهدّاد[٤] ... |
|
[١] مرادش ابو بكر است.- م.
[٢] متن از روى شنهج( ١: ٤٩٨)« حتى تذوق كأسها الفظيعة» و در اصل به خطا[ ... القطيعة]( و مراد آن كه آن قبيله غيرتمند را بدنام كنى و از اين بدنام كردن چون نوشيدن جام گوارايى لذت برى.- م.)
[٣] منسوب به قبيله عبد قيس.- م.
[٤] متن به تصحيح قياسى و در اصل به تحريف[ اللقا] و در شنهج[ القرى].