پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٥ - گماشتن واليان بر شهرها
و زندگى نيكبختان را مسئلت دارم كه به راستى، ما براى اوييم و به سوى او (رهسپاريم).»
گماشتن واليان بر شهرها
سپس على عليه السلام در كوفه مقام كرد و كارمندان را به كار گماشت.
نصر، از عمر بن سعد، گفت: يحيى بن سعيد و صعقب بن زهير از يوسف و ابى روق، ما را روايت كردند كه:
آنگاه كه على عليه السلام از بصره به كوفه آمد، يزيد بن قيس ارحبى را به ولايت سراسر مدائن و جوخا فرستاد. و ياران ما گفتند: مخنف بن سليم را بر اصفهان و همدان گماشت.
نصر از محمد بن عبيد اللّه، از حكم (آورد كه) گفت:
چون مخنف با مال (گردآورده از بيت المال) گريخت على عليه السلام گفت: «من دمار از كنههاى درشت برآوردم پس شأن اين كنههاى خرد چه باشد؟»[١] سپس نصر بر سر حديث عمر بن سعد بازگشت (كه) گفت:
(على عليه السلام) قرظة بن كعب را به بهقبادات[٢] فرستاد و قدامة بن مظعون ازدى را بر «كسكر» گماشت و عدى بن حارث را بر شهر بهر سير و استان[٣] آن، و ابو حسّان بكرى را به استان عالى[٤]، و سعد بن مسعود ثقفى را بر استان
[١] در اصل« غدرت القردان فما بال الحلم؟» آمده كه محرف است و تصحيح متن از مجمع- الامثال( ١: ٤٤٣) است كه آورده[ عذرت القردان فما بال الحلم؟] ولى ذكرى از انتساب اين مثل به على( عليه السلام) نكرده است.
[٢] بهقبادات، سه شهر است كه ياقوت در معجم خويش آورده و منسوبند به قباد پسر فيروز پدر انوشيروان. در اصل به تحريف« بهقياذات» آمده.
[٣] از نواحى سواد بغداد، و استان، چنان كه عسكرى گويد. سواد دهكدهها( و حومه آنها) باشد.: معجم البلدان، ١: ٢٢٣، س ١٢ و قاموس( رزدق و رستق).
[٤] در معجم البلدان: الاستان العالى( با الف و لام)، و گويد: شهرى است از سواد غرب بغداد كه شامل چهار بخش و عبارت است از: انبار و بادرويا و قطربل، و مسكن.