پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٦ - گماشتن واليان بر شهرها
زوابى[١] و ربعىّ بن كاس را به حكومت سيستان گماشت (مادرش «كاس» نام داشت و ربعى را به نام مادر مىشناختند و خود از بنى تميم بود). و خليد را به خراسان فرستاد، و خليد روانه شد تا نزديك نيشابور رسيد و او را خبر دادند كه مردم خراسان سر به كفر برداشته و دست از فرمانبردارى كشيدهاند و عمال كسرى[٢] از كابل بر آنان درآمدهاند. پس وى با نيشابوريان جنگيد و آنان را شكست داد و مردم آن شهر را در محاصره گرفت و فتحنامه و بردگان اسير را نزد على (عليه السلام) فرستاد، سپس قصد اسارت دختران خسرو كرد و آنان را امان داد و نزد على روانه كرد، چون خدمتش آمدند فرمود: آيا شما را به شوهر دهم؟
گفتند: نه، مگر آنكه ما را به همسرى دو پسر خود درآرى، زيرا جز آن دو كسى را همطراز خويش نمىبينيم. پس على عليه السلام فرمود: هر جا خواهيد برويد. آنگاه نرسا برخاست و گفت: ايشان را به من واگذار، و اين كرامتى از تو باشد كه ميان من و اينان[٣] خويشاوندى است. پس چنان فرمود و نرسا ايشان را در سراى خود منزل داد و خوراك و نوشابه در ظروف زرين و سيمين به ايشان مىداد و جامههاى شاهانه بر آنان مىپوشاند و فرش ديبا زير پايشان مىگسترد.
على عليه السلام اشتر را بر موصل و نصيبين، دارا، سنجار، آمد، هيت، و عانات و تمام مناطق ديگرى كه در سرزمين جزيره[٤] بر آنها غالب آمده بود، به ولايت گماشت.
[١] الزوابى. ياقوت گويد:« در عراق چهار رود باشد، دو رود بالاى آن و دو ديگر در زير آن كه هر يك را« زاب» نامند.» و در ماده« الزاب» گويد:« و چه بسا به هر يك« زابى» و به دوتاشان در تثنيه« زابيان» ... و اگر جمع باشد« زوابى» گويند. و ممكن است« الروابى» باشد.» در المعجم آمده است:« روابى بنى تميم به گفته نصر از نواحى رقه است.»
[٢] مراد يزدگرد است كه عنوان او چون ديگر شاهان ساسانى« كسرى»( معرّب خسرو) بوده است.- م.
[٣] ناسخ اصل اشاره كرده است كه در پارهاى نسخهها به جاى« فبينى و بينهن ...»[ لانّ بينى و بينهنّ زيرا ميان من و ايشان] آمده است.
[٤] منطقه شمالى بين النهرين، بين دجله و فرات.- م.