پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٦٠ - نكوهش عمرو و ابو موسى بر يك ديگر
پيران نامدار و نژاده عرب[١] مرا از چنين ننگى باز مىدارند و من تا آن دم كه به گور روم نيز امتناع خواهم كرد.
سخن يزيد بن اسد قسرى[٢]
يزيد بن اسد- كه از سرداران معاويه بود- به سخن در آمد و گفت: اى مردم عراق، از خداى بپرهيزيد كه كمترين ره آورد آنچه ما و شما ديروز بدان گرفتار بوديم، يعنى جنگ، نيستى و نابودى همگانى است. اينك ديدگان همه به سوى صلح و سازش دوخته شده در حالى كه پيشتر ازين نفوس تن به فنا سپرده بودند[٣]، و اينك چنان شده كه هر كس بر كشتهاى مىگيرد، از چيست كه شما از آغاز به فرمان مولاى خود گردن نهاديد ولى به پايان آن فرمانبردارى را خوش نداريد؟
مسئله رضايت تنها منحصر به شما نيست (كه اين قضيّه دو طرف دارد).
نكوهش عمرو و ابو موسى بر يك ديگر
عمرو و ابو موسى آن شب يك ديگر را به نكوهش گرفتند، ابو موسى را پسر عمويى بود كه چنين سرود:
|
ابا موسى خدعت[٤] و كنت شيخا |
قريب القعر مدهوش الجنان ... |
|
اى ابو موسى، فريب خوردى، چه پير مردى سطحىانديش و خفته دل و ناآگاه بودى؟
ما از بدگمانيهايى كه بر تو مىرفت به نجوا سخن مىگفتيم ولى تو خود صحّت آن بدگمانيها را آشكار ساختى.
پشيمان دست ندامت به دندان گزد، ولى اين انگشت به دندان گزيدن تو را چه سودى دهد؟
[١] متن« اشياخ الاراقم»- آنچه در پا برگ ص ٦٦٩ در شرح« اراقم» آمده است.
[٢] متن به تحريف[ القصرى] و ترجمه تصحيح قياسى است.- م.
[٣] متن از روى شنهج« اشرفت الانفس على الفناء» و در اصل[ ... على البقاء اينك نفوس دل به ماندن و زندگى بستهاند].
[٤] متن از روى شنهج و در اصل[ بليت فكنت شيخا ...].