پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٣٧ - خطبه اشتر در تشويق يارانش
اگر اين آب را به ما بنوشانى، چنين بزرگوارى و كرامتى از تو تازگى ندارد[١]، و اگر امروز تشنهكام مانيم لشكر از هم گسيخته و پراكنده شود[٢]، از اين رو آنچه خواهى انتخاب كن و آنچه خواهى فرو گذار.
پس اشتر گفت: اى حارث نزديك من آى. نزديكش آمد و او بر سرش بوسه نهاد و (به دعا) گفت: امروز جز خير بسيار[٣] نصيب اين سر مباد. سپس در آن هنگامه روز، اشتر به تشويق يارانش برخاست و مىگفت:
خطبه اشتر در تشويق يارانش
جانم به قربانتان، بكوشيد، چونان گرفتار مردى كه به اميد نجات مىكوشد، اگر نيزهها به شما رسيد بدانها در پيچيد و اگر شمشيرها پيكرتان را آزرد، مرد بايد دندان بر هم فشارد و تحمل درد كند تا سرفرازى آرد، سپس به سرباختن بر آن قوم تازيد.
راوى گويد:
اشتر آن روز اسبى بريده دم به زير ران داشت كه به زاغى سياه مىمانست.
نصر: از عمرو بن شمر[٤]، از جابر، از عامر، از حارث بن ادهم، از صعصعة بن صوحان كه گفت:
اشتر در آن معركه هفت تن را بكشت و اشعث بدان روز پنج كس را كشت ولى شاميان نتوانستند كسى (از اينان) را بكشند. كسانى را كه اشتر كشت: صالح بن فيروز عكّى، و مالك بن ادهم سلمانىّ، و رياح[٥] بن عتيك غسّانى، و اجلح بن منصور كندى- كه شهسوار اهل شام بود- و ابراهيم بن وضّاح جمحى، و زامل
[١] متن« فما هى بالبدع» و در مروج الذهب[ فما هو ...]( مراد اينكه آب نوشاندن، استمرار همان بزرگوارى و كرامت هميشگى توست.- م.)
[٢] متن از روى شنهج« فجند مقتطع» و در اصل[ فجد يقتطع].
[٣] متن از روى شنهج« الّا خيّر» بر وزن سيّد و در اصل[ لا يتبع هذا اليوم الّا خيرا].
[٤] در اصل به تحريف[ عمر بن شمر]- به شرح حال او در ص ٢٣١
[٥] متن از روى شنهج و در اصل[ رماح بن عتيك].