پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٥٥ - پيكار غطفان عراق
دفن پسر عمويت را دارى؟ سپس به او گفت: اگر خواهى به خاكش سپار و اگر خواهى واگذار[١]. پس وى آمد و او را به خاك سپرد.
[پيكار غطفان عراق]
نصر، از عمر[٢]، از زهير عبسى، از نضر بن صالح:
پرچمدارى غطفان عراق با عيّاش بن شريك بن حارثة ابن جندب[٣] بن زيد بن خلف رواحه بود. (راوى) گفت:
مردى از خاندان ذى الكلاع به هماورد خواهى به ميدان آمد پس قائد بن بكير عبسى به هماوردى او رفت و آن رزمجوى، كلاعى بدو حمله كرد و چنان به خاكش افكند كه ديگر برنخاست. آنگاه ابو سليم، عيّاش ابن شريك به ميدان آمد و به قوم خود گفت: من با اين مرد هماوردى مىكنم، اگر از پا در آمدم سردار شما اسود بن حبيب بن جمانة[٤] بن قيس بن زهر است، و اگر او كشته شد سردار شما هرم بن شتير[٥] بن عمرو بن جندب باشد و اگر او نيز كشته شد سردار شما عبد اللّه بن ضرار، از تيره بنى حنظلة بن رواحه خواهد بود. سپس به جانب آن كلاعى تنومند رفت، در اين ميان هرم بن شتير[٦] خود را بدو رساند و از پشت وى را بگرفت و باز داشت تا حق خويشاوندى بدارد[٧]، و گفت: با اين تنومند بلند بالا هماوردى مكن! گفت: اى بى فرزند، مادرت به سوگت نشيند[٨]، آيا (هماوردى با او) جز مرگ خطرى ديگر دارد؟ گفت: و مگر مردم جز از مرگ از دگر چيزى گريزند؟ (راوى) گفت: وى گفت: و آيا چارهاى بر مرگ باشد؟ و
[١] متن از روى طبرى« او دع» و در اصل[ أو دعه].
[٢] در شنهج[ عمرو].
[٣] متن از روى شنهج و در اصل[ ... بن جارية بن جنيدب ...].
[٤] متن از روى شنهج و در اصل[ الاسعد بن حبيب بن حمامة ...].
[٥] ( ٥، ٦) متن از روى شنهج و در اصل[ ... شبير] آمده.
[٦] ( ٥، ٦) متن از روى شنهج و در اصل[ ... شبير] آمده.
[٧] متن« ليمسّك رحم» و در شنهج[ لتمسّك].
[٨] متن« هبلتك الهبول» كه نفرينى است، و در حديثى از على عليه السلام آمده:« هبلتهم الهبول مادرشان به عزايشان نشيند» و هبول، زنى است كه فرزندى برايش نماند.