پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٤٦ - نداى عمار بن ياسر
شد. اما بلال و خبّاب و عابس و عمّار و يارانشان همچنان آن قدر شكنجه شدند تا پارهاى از سخنانى را كه مشركان مىخواستند (زير شكنجه) بر زبان آوردند، آنگاه راهى (مدينه) شدند، و اين آيه در حق ايشان نازل شد:
وَ الَّذِينَ هاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا[١] لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ آنان را كه در راه خدا مهاجرت كردند پس از آنكه ستمها در وطن خود (از كافران) كشيدند، در دنيا جايگاه نيكو مىدهيم در صورتى كه اگر بدانند، اجرى كه در آخرت به آنها عطا خواهيم كرد بسيار بزرگتر و نيكوتر است.»[٢] نصر، از ايّوب بن خوط[٣]، از حسن كه گفت:
چون پيامبر خدا صلّى اللّه عليه به ساختن مسجد آغاز كرد فرمود: «براى من سايبانى چون سايبان موسى بنا كنيد» و ظرفى شير مىنوشيد و مىگفت: «بار الها خيرى جز خير آخرت نباشد، پس انصار و مهاجران را (به آخرت) بيامرز»، و در حالى كه از همان شير به عمّار بن ياسر مىنوشاند فرمود: «دريغا بر تو، اى پسر سميّه كه آن گروه ستمكارت بكشند».
[نداى عمار بن ياسر]
نصر، از عمر كه گفت: مالك بن اعين از زيد بن وهب جهنى مرا حديث كرد كه:
آن روز[٤] عمار بن ياسر بانگ برداشت: كيست كه خواستار خرسندى پروردگار خويش است و به دارايى و فرزند اعتنايى ندارد؟
[١] در اصل به تحريف[ ... فتنوا] آمده و اين آيه چهل و يكم از سوره النحل است اما آنجا كه لفظ قرآنى« فتنوا» آمده آيه صد و دهم از همان سوره است كه فرمايد: ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هاجَرُوا مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا ثُمَّ جاهَدُوا وَ صَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ.
[٢] النّحل، ٤١
[٣] خوط، به فتح خاء و سكون واو، شرح حال ايوب در تقريب التهذيب و لسان الميزان آمده. در اصل به تحريف[ بن حنوط].
[٤] متن« نادى يومئذ» و در شنهج( ٢: ٢٦٩)[ نادى فى صفّين يوما قبل مقتله بيوم أو يومين يكى دو روز پيش از كشته شدن خود در صفّين ندا در داد].