پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٢ - شعر خواهرزاده جرير
[پاسخ جرير]
راوى گفت:
چون جرير نامه را بخواند در حضور جمع بايستاد و گفت: اى مردم، اين نامه امير مؤمنان على بن ابى طالب است، او در دين و دنيا امين است و كارش با دشمن چنان گذشته است و ما خدا را بر آن سپاسگزاريم و پيش كسوتان با سابقه،[١] از مهاجران و انصار و تابعان، به نيكى با او بيعت كردند. و اگر مسئله خلافت ميان مسلمانان به شور نهاده شود او از همه كس سزاوارتر است. هلا، به راستى دوام و بقاى ما به حفظ جماعت و يگانگى است و فنا و نابودى ما، در پراكندگى و جدايى است. على[٢] چندان كه به راه راست بپاييد شما را به حق رهنمون است و چون به كژى گراييد راستتان كند.
مردم گفتند: شنيديم و فرمانبرداريم، خرسنديم، خرسنديم. جرير پذيرفت[٣] و در پاسخ نامه على نامهاى دائر بر فرمانپذيرى نگاشت.
و مردى از قبيله طىّ، خواهرزاده جرير، با على همراه بود و زحر بن قيس شعرى را كه وى براى خالويش فرستاده بود براى جرير آورده بود و آن شعر اين است:
شعر خواهرزاده جرير
|
جرير بن عبد اللّه لا تردد الهدى |
و بايع عليّا انّنى لك ناصح ... |
|
ايا جرير بن عبد اللّه در رهيابى ترديد منما و با على بيعت كن كه من نيكخواه توام.
همانا به جز احمد[٤] بهترين كسى كه بر زمين كعبه گام نهاده على است. (در بيعت درنگ مكن) كه مرگ هر لحظه به روز و شب مىرسد.
[١] متن« السابقون الاوّلون» و در شنهج[ النّاس الاوّلون مردمان پيشگام].
[٢] شنهج[ و ان عليّا و همانا على ...].
[٣] يعنى جرير اظهار اطاعت و خرسندى مردم را نسبت به حكومت على عليه السلام پذيرفت.- م.
[٤] مراد حضرت ختمى مرتبت صلى اللّه عليه و آله است.- م.