پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٣٢ - ستايش ابى زبيد بر على
پيش ببر تا فلان زن را- كه كنيز وى بود- به تو بخشم. پس وردان با پرچم (و جوخه) خود پيش رفت.
روزى از روزهاى صفّين
على به سپاهيان كوفى خود پيام داد: بايد حمله كنيد و به بصريان نيز فرمود: حمله كنيد. كسان از هر سو هجوم كردند و سخت جنگيدند، مردى از شاميان به ميدان آمد و گفت: هماورد من كيست؟ يكى از ياران على به مقابله او در آمد و ساعتى نبرد كرد. آنگاه عراقى ضربتى بر پاى شامى زد و آن را جدا كرد اما او بر زمين نيفتاد و همچنان به نبرد ادامه داد، آنگاه دستش را بيفكند و او شمشيرش را با دست چپ به سوى شاميان انداخت و گفت: اى مردم شام اين شمشير من از آن شماست، در نبرد با دشمن به كارش گيريد. شاميان آن شمشير را برداشتند، و معاويه آن را از بازماندگان مقتول به ده هزار[١] خريد.
ستايش ابى زبيد بر على
ابو زبيد طايى على را مىستايد و رزماورى او را (با شعرى قريب بدين مضمون) چنين ياد مىكند[٢]:
|
ان عليا ساد بالتكرم |
و الحلم عند غاية التحلم ... |
|
على در بزرگوارى و بردبارى در رفيعترين درجات شكيبايى و پايدارى سرامد همگان است.
پروردگارم وى را به راستترين راه، كه نگهداشت حلال و ترك حرام است، رهنمون شد.
وى به شيرى ماند كه شير بچگان خود را[٣] شير نوشاند و چون آنها دوران شيرخوارگى را بگذرانند،
[١] در متن نوع نقدينه كه احتمالا درهم يا دينار بوده تصريح نشده است.- م.
[٢] در نسخه اصل تحريفاتى در شعر وجود دارد و مرجعى براى تحقيق و تصحيح اين اشعار كه بتوان بدان اعتماد كرد نيافتم.( شاعر با توجه به لقب امير مؤمنان عليه السلام يعنى« اسد اللّه الغالب» التزام داشته است كه عناوين و اسماء و القاب و اوصاف« شير» را در اين شعر به تصريح يا كنايه و استعاره تكرار كند.- م.)
[٣] متن به تصحيح قياسى« كاللّيث عند اللّبوات» و در اصل[ عنده اللّيوث].