پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٢٦ - خطبه اشتر در قناصرين
[خطبه اشتر در قناصرين]
نصر: از عمرو بن شمر، از جابر، از فضل بن ادهم كه گفت: پدرم به من گفت:
اشتر در قناصرين به خطبه رانى براى مردم برخاست، و او آن روز بر اسبى سياه نشسته بود كه رنگش از فرط سياهى به زاغ[١] مىمانست و گفت:
سپاس خداى را كه آسمانهاى برافراشته را آفريد.
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى، لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى آن خداى مهربانى كه بر عرش عالم وجود به علم و قدرت محيط است. هر چه در آسمانها و زمين و بين آنها و زير كره خاك موجود است همه ملك اوست[٢].» او را بر نيك آزمايى و آشكار ساختن اين همه نعمتها سپاس مىگزارم، سپاسى بسيار به هر صبح و شام. هر كه را او ره نمود، ره يافت، و هر كه را او ره ننمود، گمراه شد. گواهى دهم كه خدايى جز خداوند نيست كه يكتاست و شريكى ندارد. و گواهى دهم كه محمد بنده و فرستاده اوست، وى را براى استقرار درستى و رهنمايى فرستاد و بر تمام اديان پيروزش ساخت گر چه مشركان را خوش نيامد.
خداوند بر او درود و سلام فرستد. سپس، قضاى الهى و مشيّت او آن بود كه دست تقديرها ما را به اين سرزمين بكشاند[٣] و ميان ما و دشمن برخوردى پديد آرد و ما را درگير يك ديگر كند. ما به شكر خدا و به نعمت و فضل منّت او ديدگانى آرام گرفته و بى نگرانى، و دلى پاك داريم و در پيكار با ايشان به اميد پاداش نيكو و ايمنى از بازخواست آخرت چشم دوختهايم، همراه ما پسر عمّ پيامبر است، شمشيرى از شمشيرهاى الهى، على بن ابى طالب كه با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه
[١] متن« حلك الغراب شدت سياهى رنگ زاغ» اين كلمه در شنهج( ١: ٤٨٤) به تحريف[ حثل] آمده اما درست آن همين است كه در متن آمده است- آنچه در صفحه ٢٣٧ گذشت.
[٢] طه، ٥ و ٦
[٣] در حاشيه نسخه اصل آمده:« خ: البقعة»، يعنى در نسخهاى ديگر( به رمز: خ) به جاى« هذه البلدة من الارض»[ هذه البقعة ...] آمده است.