پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٥٣٣ - ستايش ابى زبيد بر على
از آنها به غيرتمندى دفاع كند و با بازوان ستبر به حمايتشان پردازد و كام هولناك خود را بگشايد[١].
(شيرى) باريك ميان، تراشيده بينى، هيونى درشت اندام چون شرزه شيرى ستبر و با صلابت.
هرّاى گنگ و مهيبش كه برتر از همه آواهاست از دوردستها شنيده مىشود.
چون به حمله در آيد با جرأت و دليرى گام فرا نهد[٢] و هجومى كوبنده و درهم شكننده كند[٣].
شير شيران در هنگامه پيكار و برخورد سخت و شير تيره شبان هراسناك كه ضرب دستش كوبنده و نابود كننده است.
شير تنومند بيشهزاران[٤]، بيباك و دلير، درشت استخوان و يال از هر سو فرو هشته[٥]، با پيشانى بلند و بينى خرد كه از فرط رزماورى[٦] «نابودگر» لقبش دادهاند.
دلاور بيباك[٧] و گزيدهاى ممتاز، شير مرد زورمند روزگار ديرين و شرزه شير كام گشاده عرين[٨].
با عضلاتى در پيچيده چون عضلات شيرى شكار اوبار فراخ حلقوم كه چون نرّه شيران بينندش از جاى نيارند جنبيد[٩].
در سرش از مرگ هراسى نيست و از مقابله با هيچ شرزه شيرى نمىترسد و پروايى ندارد.
جهندهاى ويرانگر و نابود كننده، چون هيونى بلند اندام، كيمخت لب و گشاده كام، به آوردگاه[١٠].
[١] متن به تصحيح قياسى« كريه شدقم» و در اصل به تحريف[ كريه الشدقم].
[٢] اين مصراع در متن بدين صورت آمده« منه اذا حش له ترمرم»( كذا).
[٣] متن« مندلق الوقع» به تصحيح قياسى و در اصل به تحريف[ مندلف].
[٤] متن« عفروس آجام عقار الاقدم» و در اصل به تحريف[ ... عفار].
[٥] متن به تصحيح قياسى« كروّس الذّفرى اغمّ مكدم» و در اصل[ كروس الذفرين عم المكرم].
[٦] متن« من البأس» و در اصل[ من الناس].
[٧] متن« قسورة النّطر صفىّ شجعم»( كذا).
[٨] متن« صمّ صمّات صلخد صلدم» و در اصل[ ... مصلخد ...] آمده كه با وزن شعر مناسب نيست.
[٩] متن« مصمّت الصّمّ صموت سرطم اذا رأته الأسد لم ترمرم» و در اصل به تحريف[ ... ام ترمرم].
[١٠] متن\sُ« مجرمز شان ضرار شيظم\z عند العراك كالفنيق الاعلم»\z\E و در اصل به تحريف[ ... المعلم].