پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٣١ - گفتگوى اشعث و عمرو
|
لا خمس الّا جندل الإحرّين |
و الخمس قد يحمّل الأمرّين ... |
|
هيچ «پانصدى»[١] در كار نيست جز از پاى در آمدن و گرفتارى به سنگ خارا و ناكامى و با اين (حرص به) «پانصد»، شرى بزرگ برايتان به پا شد.
و شما را از كوفه شتابان به قنسرين كشاند[٢].
نصر: ابو عبد الرحمن مسعودى از يحيى بن سلمة بن كهيل، از پدرش، از عمرو بن عاص، (مصراع دوم را با تفاوتى آورده كه) گويد:
|
لا خمس الّا جندل الإحرّين |
و الخمس قد يجشّمك الأمرّين |
|
هيچ «پانصدى» جز به خاك افتادن بر خاره سنگ و ناكامى در كار نيست و اين «پانصد» تو را بدين شر و دشوارى كشانيد.
[گفتگوى اشعث و عمرو]
نصر: عمرو بن شمر[٣]، از جابر كه گفت: شنيدم تميم ناجى[٤] گفت- آن روز كه عمرو بن عاص ميان ما و فرات مانع شده بود- شنيدم اشعث بن قيس مىگويد:
اى عمرو، واى بر تو، به خدا اگر پيشتر براى تو عقلى مىپنداشتم اينك يقين كردم كه تو را عقلى نباشد، آيا گمان مىكنى ما تو را بر سر آب وا مىگذاريم؟ خاكت بر دست و دهان باد، آيا نمىدانى كه ما عرب نژادهايم؟ مادرت به عزايت نشيند، دست به كارى وخيم زدهاى كه برايت گران تمام مىشود. پس عمرو به او گفت:
[١] متن« پنج» است ولى با توجه به سابقه امر، مراد پنج واحد صد درهمى يا صد دينارى است.- م.
[٢] متن« جمزا الى الكوفة من قنسرين» و در شنهج[ حمزك من الكوفة ...] و در كنارش نوشته:
[ خ: يجزيك من كوف الى قنسرين] و اشاره بدان است كه در نسخهاى ديگر چنين آمده و وجه درست صورت اخير[ جمزك] تواند بود. بيت اخير از شنهج( ١: ٣٢٩) افتاده است.- الاشتقاق، ابن دريد، ص ٨٥، گوتنگن و ص ١٣٦ به تصحيح عبد السلام محمد هارون.
[٣] عمرو بن شمر جعفى كوفى شيعى، ابو عبد اللّه، از جعفر بن محمد( ع) و جابر جعفى و اعمش روايت مىكند.- لسان الميزان( ٤: ٣٦٦). در شنهج[ عمر بن شمر] كه تحريف است.
[٤] تميم بن حذلم( يا حذيم) ناجى ضبّى كوفى، ابو سلمه، با على در پيكارهايش حضور داشت و از نزديكان او بود. ابن حجر گويد:« ثقه است، در سال يكصد بمرد»- منته المقال، ٧٠ و قاموس( ماده حذلم) و تهذيب التهذيب و التقريب.