پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٤٣ - خطبه اشتر
توجّهى نداشت] سپس به ذهنش گذشت كه وى در ميان مردم به نام «اشتر» معروفتر است، از اين رو گفت: اى مردم، من اشترم، اى مردم، روى به من آريد، پس گروهى روى بدو آوردند و پارهاى از نزدش دور گشتند، پس گفت: (شما با اين گريز فضيحتآميز) عورت پدرتان را به دندان گزيديد[١] (و آبروى پدرى بر باد داديد) به خدا كه امروز چه زشت و ناهنجار جنگيديد[٢]. اى مردم، چشمها را بر هم نهيد (و ملاحظه چيزى نكنيد) و دندانها را به هم فشاريد و سر به جنگ سپاريد و برابر دشمن در آييد، آنگاه چونان رادمردانى كه به خونخواهى پدران و پسران و برادران خويش برخاستهاند و بر دشمن خود آتش خشم مىبارند و دل به مرگ سپردهاند تا كس در خونخواهى بر ايشان پيشدستى نكند، پاى مردانگى بفشاريد و سخت بكوشيد. به خدا، به راستى كه آن قوم (دشمن) شما را جز به خاطر دينتان نكوبند تا پرتو سنّت را خاموش و شراره بدعت را زنده و فروزنده كنند و شما را به (كوره) راهى درآرند كه خداوند به مدد نيك انديشى و بينادلى (كه خود يافتيد) از آن بيرونتان آورده است[٣]. پس اى بندگان خدا، به طيب خاطر، خونهاى خود را فداى دينتان كنيد، زيرا فرار از اين ميدان، (متضمّن) بر باد دادن عزّت شما و چيرگى آنان بر غنيمت و (موجب) خوارى (شما) در مرگ و زندگى و ننگ دنيا و آخرت و خشم خدا و عذاب دردناك اوست.
سپس گفت: اى مردم، مذحجيان را پيرامون من آريد. پس مذحجيان گرد او آمدند. آنگاه خطاب به آنان گفت: شما سنگ سخت را به دندان گزيديد![٤] (و آبروى خويش را برديد) به خدا سوگند كه امروز پروردگار خود را ناخرسند
[١] متن« عضضتم بهن ابيكم» تعبيرى درشت و سخت عتابآميز نسبت به كسى است كه حق ناشناسى كند و موجب آبروريزى خود و پدر گردد.- م.
[٢] در متن« ما قاتلتم اليوم». در صفحات آينده گفته اشتر چنين خواهد آمد:« و اللّه ما احسنتم اليوم القراع به خدا امروز خوب نكوفتيد( و مردانه نكوشيديد)» و در شنهج[ ما فعلتم ...].
[٣] مراد رجوع به روزگار جاهلى است.- م.
[٤] متن« عضضتم بفم الجندل» وجهى مؤدبانه از همان تعبير عتاب آميز كه بالاتر گذشت.- م.