پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٢٢ - نبرد كنانه
دوستى با ماست. چند روزى آنها را از نبرد معاف دار و براى هر يك از مردان ما روزى را اختصاص ده كه به جنگ بيرون رود، زيرا اگر هر دو قبيله يكجا به جنگ رويم جنگ آزمايى ما بر تو مشتبه خواهد شد. على گفت: آنچه درخواست كرديد به شما داده شد، روز چهارشنبه[١] از آن شما (و هنرنمايى شما)، و به ربيعه كه در برابر يمنيان از صفوف شام بودند فرمود آن روز دست از نبرد بدارند.
نبرد كنانه
[ابو طفيل] عامر بن واثله با قوم خود از مردان كنانه كه گروهى انبوه بودند صبحگاه ديگر روز به ميدان آمد و پيشاپيش سواران حركت مىكرد و مىگفت: نيزه زنيد و شمشير بر كشيد! سپس حمله كرد و اين رجز را مىخواند:
|
قد صابرت[٢] فى حربها كنانه |
و اللّه يجزيها بها جنانه ... |
|
كنانه در جنگ خود پايدارى كرد، خداوند در برابر اين پايمردى بهشت خود را پاداشش دهاد.
هر كه به پيكار پايدارى كند به مردانگى آراسته شود و هر كه دستخوش ترس آيد زشتنامى برد.
يا هر كه به خدا كافر شود در كار جنگ سستى كند. نافرمان فردا انگشت ندامتش را به دندان گزد.
و جملگى سخت جنگيدند، سپس ابو طفيل نزد على بازگشت و گفت: «اى امير مؤمنان، تو ما را خبر دادى كه بهترين نوع كشته شدن شهادت است و پر بهرهترين كار پايدارى است. به خدا سوگند كه ما چندان پايدارى كرديم تا به هدف رسيديم، پس كشته ما شهيد، و زنده ما انتقامجوست[٣]، اينك از اينان كه باقى ماندهاند بخواه كه به خونخواهى از دست رفتگان برخيزند، به راستى هر چند
[١] در شنهج« يوم الاربعاء روز چهارشنبه» نيامده است.
[٢] شنهج[ ضاربت].
[٣] متن« ... و حيّنا ثائر» و در شنهج[ و حينا سعيد ... نيكبخت].