پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٥٣ - اشتر آتش جنگ را فروزان نگه مىداشت
چكاچك شمشير كه در دل مردان هولانگيزتر از بانگ رعد و فرو ريختن هراسآور كوهها بود، صدايى به گوش نمىرسيد. گويد: خورشيد [در پس گرد و غبار آوردگاه] تيره شد[١] و خاك به آسمان برخاست و پرچمها و علمها ناپديد شد. گويد: اشتر بين جناح راست و جناح چپ لشكر در تكاپو بود و به هر قبيله يا فوجى از قاريان (و پيروان قرآن) مىرسيد ايشان را به پايمردى و پافشارى بر ادامه جنگ تشويق مىكرد.
همو گويد[٢]:
از سپيده دم تا نيمه شب به شمشير زدن و كوفتن گرزهاى آهنين پرداختند و نماز نكردند، و اشتر تا دم صبح همچنان كسان را تشويق مىكرد تا آوردگاه را پشت سر نهاد (و از نبرد بپرداخت) و رزمآوران پس از آنكه در آن روز و آن شب، كه ليلة الهريرش نامند: هفتاد هزار كشته بر جا نهادند[٣] پراكنده شدند.
در آن پيكار اشتر در جناح راست و ابن عبّاس در جناح چپ و على در قلب سپاه قرار گرفته بودند و مردم مىجنگيدند.
اشتر آتش جنگ را فروزان نگه مىداشت
سپس پيكار، از نيمه شب دوم تا بر آمدن آفتاب، ادامه يافت و اشتر، در حالى كه به سوى شاميان پيشروى مىكرد، به يارانش مىگفت: به اندازه اين نيزه من پيش رويد! و چون پيش مىرفتند، مىگفت: اينك به اندازه اين كمان پيش رويد! و چون پيش مىرفتند همچنان از ايشان مىخواست كه فراتر روند چندان كه بيشتر كسان از پيشروى خسته و درمانده شدند[٤]. وى چون چنين ديد گفت: شما را
[١] در متن« انكشفت الشمس[ بالنقع] ...» آمده ولى بايد« انكسفت» باشد.- م.
[٢] يعنى عمّار بن ابى ربيعه.- م.
[٣] جمع كلّ كشتگان تمام ايّام پيكار صفّين، در ص ٧٧٣ همين كتاب ٧٥ هزار تن، يعنى ٤٥ هزار تن از شاميان و ٢٥ هزار تن از عراقيان ذكر شده است.- م.
[٤] متن از روى شنهج« حتّى ملّ» و در اصل[ حتى بل].