پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦١٧ - هماوردى عوف بن مجزئه با عكبر
[بر پا خاستن عكبر در پيشگاه على]
[نصر گويد: عمر بن سعد از مالك بن اعين، از زيد بن وهب ما را روايت كرد و گفت][١]:
شهسوار بىرقيب كوفه، عكبر بن جدير اسدى نام داشت، و زبده سوار بىنظير شام عوف بن مجزئه كوفى [مرادى]، مكنّى به ابو احمر بود- و همو بود كه پسرش حجّاج بن يوسف را آن روز كه در خانه كعبه بيهوش افتاد نجات داد.
عكبر كه مردى سخت پارسا و زبانآور بود در برابر على به پا خاست و گفت:
«اى امير مؤمنان، ما را از خداوند عهدى در دست است كه با وجود آن به مردمان نيازمان نيست، ما بر شاميان گمان پايدارى داشتيم و ايشان نيز از ما انتظار پافشارى داشتند، ما پافشارى كرديم و آنان نيز پايدارى نمودند. من (لختى پيش با ديدن اين حقيقت) از پايدارى دنيا دوستان در برابر پافشارى آخرتجويان، و شكيبايى اهل حق در برابر اهل باطل، و دلبستگى شيفتهوار اهل دنيا در شگفت شدم. سپس نيك نگريستم و از نا آگاهى خود نسبت به اين آيه از كتاب خدا بيشتر در شگفت شدم كه مىگويد:
الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ الم، آيا مردم چنين پنداشتند كه به صرف اين كه گفتند: ما ايمان آوردهايم، رهاشان كنند و بر اين دعوى هيچ امتحانشان نكنند؟ (هرگز چنين نيست). و ما امّتهايى را كه پيش از اينان بودند به امتحان و آزمايش در آورديم تا خدا دروغگويان را از راستگويان كاملا معلوم كند. (و مقام منافق و مؤمن پاك را از هم جدا سازد[٢])».
على او را ستود و گفت: خيرت باد.
هماوردى عوف بن مجزئه با عكبر
كسان به صفوف خود باز گشتند و [عوف بن مجزئه] مرادى، رزماور كم نظيرى كه پيشتر تنى چند [از عراقيان] را كشته بود به ميدان مبارزه آمد و بانگ
[١] در اصل قبل از اين سند روايت آمده[ و ذكروا انّه- آوردهاند كه ...].
[٢] العنكبوت، ٢ و ٣