پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٤٣ - رأى عبد الله بن بديل
[رأى يزيد بن قيس و زياد بن نضر]
عمر بن سعد از ابى ورق، گفت:
يزيد بن قيس ارحبى نزد على آمد و گفت: اى امير مؤمنان، ما را ساز و برگ[١] و افرادى است كه نيرومندترين مردمانند[٢] و در ميان ما ناتوان و ناقص- اندام و بيمارى نباشد. بفرماى كه منادى تو مردم را ندا دهد كه به اردوگاه خود در نخيله درآيند، كه رزمآور نه آن است كه خسته و خواب آلود باشد و نه آن است كه چون فرصتى يابد به دشمن مهلت دهد و به مشاوره در آن، وقت گذراند، و كسى نيست كه جنگ امروز را به فردا و پس فردا به تأخير افكند.
آنگاه زياد بن نضر گفت: اى امير مؤمنان يزيد بن قيس خير انديشى كرد و آنچه شايسته و نيكو مىدانست گفت. پس به خدا توكل كن و بدو اعتماد دار و ما را براى ارشاد و كمك نزد اين دشمن بفرست كه اگر خداوند به خير آنان اراده فرموده باشد از چون تويى، با چنان سابقهاى كه با پيامبر صلى اللّه عليه و آله و تقدّمى كه در اسلام و خويشاوندى محمد صلى اللّه عليه و آله دارى، روى نتابند. و اگر توبه نكردند و نپذيرفتند و جز جنگ با ما را نخواستند، ما جنگيدن با آنان را بسيار آسان مىدانيم و اميدواريم همانگونه كه خداوند برادرانشان را ديروز به خاك افكند ايشان را نيز به دست ما به خاك هلاك افكند.
رأى عبد اللّه بن بديل
سپس عبد اللّه بن بديل بن ورقاء خزاعى برخاست و گفت: «اى امير مؤمنان، اگر آن گروه خدا را مىخواستند و از بهر خدا كار مىكردند، با ما مخالفت نمىورزيدند. ولى آنها در واقع براى فرار از مساوات (و تقسيم عادلانه اموال بين مسلمانان) و از سر مالدوستى و تنگنظرى و انحصارطلبى در سلطنت خويش
[١] متن« نحن على جهاز ...» و در شنهج[ اولوا جهاز صاحبان ساز و برگ].
[٢] متن« اكثر الناس اهل قوة» از روى شنهج( ١: ٢٨١) و در اصل[ القوة ...].