پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٩٧ - نصر پيكار خميس
|
سمّيت عتّابا و لست بمعتب |
تو را نكوهشگر ناميدهاند و هرگز عذرت پذيرفته نيست.
رويارويى ابو الاعور و عبد الرحمن بن خالد
سپس على به منادى خويش فرمود مردم را ندا دهد كه به جانب آوردگاه روى آرند، مردم به آوردگاه روى نهادند و سرگرم پيكار شدند. در اين ميان ابو اعور سلمىّ پيش تاخت و مىگفت:
|
اضربهم و لا ارى عليّا |
كفى بهذا حزنا عليّا. |
|
به شمشير مىزنمشان ولى على را در ميانه نمىبينم (كه او را نيز فرو كوبم) اين اندوه بر من كافى است.
و از آن سوى عبد الرحمن بن خالد روى به ميدان نهاد و مىگفت:
|
انا عبد الرحمن و ابن خالد |
اضرب كلّ قدم و ساعد. |
|
منم عبد الرحمن و پسر خالد كه هر پا و بازويى را به شمشير درو مىكنم.
نصر: پيكار خميس
آنگاه برخورد و نبرد شديدى كه به «پيكار خميس» معروف است ميان دو طرف رخ داد.
عمر بن سعد، از سليمان اعمش، از ابراهيم هجرى[١] ما را از آن ماجرا آگاه كرد و گفت:
قعقاع بن ابرد طهوىّ به ما چنين گفت:
به خدا من روز پيكار خميس (پنجشنبه خونبار) به صفّين در كنار على ايستاده بودم [و] مذحجيان- كه در جناح راست سپاه على بودند- با عكّ و جذام و لخم و اشعريان كه جملگى بر سر پيكار بر ضدّ على هماهنگ و پيشتاز بودند برخوردند،
[١] ابراهيم بن مسلم عبدى، ابو اسحاق هجرى. ابن حجر در تقريب التهذيب گويد:« حديثش ملايم است و احاديث موقوف را رفع كرده و خود از طبقه پنجم محدثين است.» در شنهج به تحريف[ ابراهيم النخعى] آمده است.