پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٤٢ - مبارزه اشتر با محمد بن روضه
از فرط كينتوزى گوئى تلخى حنظل را مىچشد[١] و اگر خواهى شكستش دهى از پذيرفتن شكست ابا مىكند.
اگر هماورد دليرى او را بخواند، شيون بر نمىآرد[٢] بلكه با شمشير آخته به سويش مىرود، رفتى به متانت و بى شتابزدگى، (و دشمنان را) يكى پس از ديگرى نابود مىكند.
پس اشتر به او حمله برد و مىگفت:
|
بليت بالاشتر ذاك المذحجى |
بفارس فى حلق مدحّج ... |
|
به چنگ اشتر، اين شهسوار جوشن پوش مذحجى در افتادى، به چنگ شيرى، چون شرزه شير جنگل كه هر هماورديش بخواند پايش سست نمىشود.
پس او را بزد (و از پا در آورد).
مبارزه اشتر با محمد بن روضه
آنگاه محمد بن روضه كه ضرب شست سختى به عراقيان مىنمود، بيرون آمد و مىگفت:
|
يا ساكنى الكوفة يا اهل الفتن |
يا قاتلى عثمان ذاك المؤتمن ... |
|
اى ساكنان كوفه، اى فتنهانگيزان، اى قاتلان عثمان، آن مرد بىآزار.
كشتن او (به دست شما) اندوهى ژرف در سينهام به جاى گذاشته[٣]، شما را به ضرب شمشير مىزنم و ابا الحسن[٤] را در ميانه نمىبينم.
پس اشتر بر او حمله برد و مىگفت:
|
لا يبعد اللّه سوى عثمانا |
و أنزل اللّه بكم هوانا ... |
|
[١] متن« كأنّما يقشم» به شين، نقطهدار، به معنى خوردن و در اصل به تحريف[ لم يقسم] و خوردن حنظل، در شدت دشمنى مثل است.- بيت سيزدهم از المفضلية، ٤٠ طبع المعارف.
[٢] متن« لم يعوّل» و در اصل[ لم يقول] كه وجهى ندارد.
[٣] متن« ورّث صدرى قتله طول الحزن» و در شنهج( ١: ٣٣٠)[ اورث قلبى قتله طول الحزن].
[٤] مراد على بن ابى طالب عليه السلام است.- م.