پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٠٨ - نامه معاويه به سعد
اى معاويه به آنچه بدان نائل نخواهى شد اميد مدار و در جستجوى ياورى، جز سعد بن مالك بر آى، و از عبد اللّه اميد مدار و محمد[١] را رها گذار كه آنچه تو امروز از آنان مىطلبى، بىحميتى باشد.
ما على را در ميان ياران محمد تنها گذاشتيم در حالى كه او هر جا بدو اميدى مىرفت (ميدان را) ترك نمىكرد.
او ياور پيامبر خدا به هر جا، و شهسوار امين و شكستناپذير او به هنگامه معركههاى دشوار بود.
انصار و گروههاى انبوه مهاجران كه (به نوبه خود) چون شيران غرندهاى[٢] بودند در برابر او سبك و بىمقدار مىنمودند[٣].
و طلحه و زبير و مادرمان (عايشه ام المؤمنين) ما را خواندند و ما به او (عايشه) گفتيم هر چه ناگزيرى به ما بگو، ولى از امور شبههناك بپرهيز كه شايد در اين مخاطرات سخت يكى از مهلكههاى نابود كننده كمين كرده باشد.
اينك تو اى پسر هند از بىخردى در ما طمع بستهاى؟ تو را همان حميريان كوهنشين سكاسك[٤] بس باشند، و نيز گروه يمانيانى[٥] كه با نيزههاى سخت ناوك و شمشيرهاى برّان به تو يارى بخشند تو را بس.
[نامه معاويه به سعد]
راوى گويد:
در نامه معاويه به سعد چنين آمده بود:
«اما بعد، سزاوارترين مردم براى ياورى و دادخواهى عثمان از ميان قريش كسانى هستند كه در شورى بودند،
[١] مراد عبد اللّه بن عمر و محمد بن ابى بكرند كه معاويه قصد داشت آنان را با سعد بن ابى وقاص همراه خود كند.- م.
[٢] متن« الشوابك دندان نما» و در اصل به تحريف[ الشوائك].
[٣] يعنى از ديدگاه سنجش، كفه آن همه انصار و مهاجران يك طرف، و كفه على عليه السلام به تنهايى يك طرف از آنان سنگينتر بود.- م.
[٤] سكاسك نام قبيلهايست در يمن كه شرحش پيشتر در صفحه ٩٣ آمد.
[٥] ظاهرا مراد گروه شرحبيل بن سمط كندى يمانى هستند.- م.