پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٥٠ - پيوستگان به دستار
عمرو بن عاص نيز مىگفت: مىبينم آن كه پرچم سياه بر افراشته آهنگ كارى گران دارد، اگر همچنين بپايد امروز تمامى عرب به نابودى گرايد. پس نبردى سخت كردند و عمّار مىگفت: «اى بندگان خدا پايدارى كنيد كه بهشت زير سايه شمشير است». پرچمدارى شام نيز با ابو اعور سلمىّ بود.
شدّت نبرد
عمّار همچنان هاشم را بر مىانگيخت تا نبرد شدّت يافت[١] و هاشم با پرچم پيش تاخت و به چابكى حملهاى برقآسا كرد، و او را (بدين سبب) مرقال (يعنى چابكدست برق آسا) مىناميدند.
راوى گفت:
افراد به يك ديگر تاختند و دو صف به هم بر آمدند و سپاهيان چنان نبرد سختى كردند كه كس مانندش را نشنيده بود و كشتگان از حدّ شمار در گذشتند.
[پيوستگان به دستار]
(نصر) گفت: و عمرو [و بن شمر]، از ابى اسحاق، از ابى السّفر[٢] نقل كرد كه:
چون آن روز بدان گروه برخورديم ديديم پنج صف از آنان خويشتن را با رشته دستار به يك ديگر پيوستهاند[٣].
پس صف به صف جنگيديم تا سه صف از آنها را كشتيم و به چهارمين صف رسيديم و در ميدان از شاميان و عراقيان هيچكس از معركه نگريخت. و ابو اعور مىگفت:
|
اذا ما فررنا كان أسوا فرارنا |
صدود الخدود و ازورار المناكب |
|
[٤] ...
[١] متن از روى شنهج( ٢: ٢٧٠)« حتى اشتدّ القتال» و در اصل[ ... شبت القتال].
[٢] ابو السّفر، سعيد بن يحمد( به ضم يا و سكون حا و كسر ميم) همدانى ثورى كوفى، از ثقات سومين طبقه روات كه به سال ١١٢ درگذشت.
[٣] بدانچه پيشتر در صفحه ٣١٠ گذشت.
[٤] اين شعر از خود ابو اعور نيست بلكه از قصيده قيس بن حطيم است و در ديوان او ص ١٠- ١٥، چاپ لايپزيك نيز آمده است.