پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٨ - پرخاش ملامتگرانه ايمن بن خريم
پرخاش ملامتگرانه ايمن بن خريم
پس از اين واقعه ايمن بن خريم اسدى معاويه را به پرخاش و ملامت گرفت و با ذكر بلايى كه در [مرج][١] بر سر قوم او آمده بود چنين سرود:
|
ابلغ امير المؤمنين رسالة |
من عاتبين مساعر انجاد ... |
|
از پرخاشگرانى كه در تنور جنگ مىسوزند و پايمردى مىكنند پيامى به امير مؤمنان[٢] برسان و بگوى:
از اين مردم خواستى كه يارى به تو را بر پاداش آخرت ترجيح دهند، و به هدف خود رسيدى، ولى هنوز به وعدهات وفا نكردهاى! آيا فراموش كردى كه به هر سال و به هر ناحيه هجومى چون حمله انبوه ملخ روى مىدهد؟
حملههاى ناگهانى «اشتر» با سوارانش كه قصد آسيب رساندن و گزند زدن و تباه ساختن شما را دارند.
وى سلاحداران را براى هلاكت شما در كمينگاهها، بين «عانات»[٣] تا «زيداد»[٤] مستقر كرد، و تمام روستاهاى «جزيره»[٥] را با اسبان نژاده و زبدهسواران خويش به تصرف درآورد.
چون ديد آتش (اجاقهاى) قوم من افروخته (و كانون خانوادگى ما گرم) شد، او كه خاموش كننده كانونهاست، سپاه و مردان خود را چنان شتابان بر سر ما تازاند كه راه نجاتى برايمان نماند.
آنگاه ما نيزهها و شمشيرهاى آخته چون برق جهنده را به سوى مهاجمان بركشيديم.
آيا ماجراى ما را نشنيدى كه در مرج مرينا[٦] با امام درافتاديم و در آنجا با او جنگيديم؟
[١] لفظ درون قلاب در نسخه اصل نيامده. مراد از مرج همان منطقه« مرج مرينا» ست.- م.
[٢] مراد شاعر اينجا از« امير مؤمنان» معاويه است.- م.
[٣] عانات، نام محلى در شمال عراق است.- م.
[٤] اين نام را بدين صورت در كتب جغرافياى قديم نيافتم، شايد درست آن« سنداد» باشد.
[٥] تمام منطقه شمال عراق، بين دجله و فرات، را« جزيره» مىخواندند.
[٦] در متن به ضرورت شعرى« مرّينا» به تشديد راء آمده ولى در اصل اين كلمه چنان كه در قاموس آمده به تخفيف راء است. نام محلى و نيز نام قومى در حيره است. جواليقى گويد:
اين كلمه غير عربى است، و امرء القيس در شعر گفته است:
\sُ فلو فى يوم معركة اصيبوا\z و لكن فى ديار بنى مرينا\z\E