پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٦٨ - كشته شدن عمار بن ياسر
عاص نگريسته بود گفته [بود]: به خدا سوگند اين همان پرچم است كه من در سه معركه در برابر (و بر ضد) آن جنگيدهام و هدف اين (فتنه) از آن معركهها درستتر نباشد. سپس عمّار گفت:
|
نحن ضربناكم على تنزيله[١] |
فاليوم نضربكم على تأويله[٢] ... |
|
ما (پيشتر) شما را بر سر تنزيل و فرو آمدن آن (قرآن) زديم و امروز نيز بر سر تأويل و مفهوم آن مىزنيم.
چنان ضربهاى زنيم كه سرها را از پيكرها بر اندازد و دوست از دوست خود باز ماند.
يا اينكه حق به راه راستين خود باز آيد.
سپس چون بسيار تشنه شده بود آب خواست و زنى نزديكش آمد و به دستهاى خويش، ندانم: قدحى يا مشكى كه در آن آميزه آب و شير بود به سوى وى دراز كرد، و عمّار هنگامى كه آن را مىنوشيد گفت: «بهشت زير نيزههاست.
|
اليوم ألقى الأحبّه |
محمدا و حزبه. |
|
امروز يارانم، محمد و گروه او را ديدار خواهم كرد.
به خدا سوگند اگر ما را به نخلستانهاى دوردست هجر برانند يقين ما اين است كه ما بر حقّيم و آنان بر باطلند.» سپس حمله كرد و ابن جون سكونى[٣] و ابو عادية الفزارى نيز بدو حمله كردند، ابو العاديه با نيزهاش بزد و ابن جون[٤] سرش را از پيكر جدا كرد.
[١] مراد غزوات با كفّار قريش بر سر قرآن است كه كافران به تنزيل وحى اعتقاد نداشتند.- م.
[٢]( مراد تأويل و نادرست فهمى قرآن است كه اطرافيان معاويه، به ويژه در امر جانشينى پيامبر تعابير نادرستى از آن به سود خود مىكردند.- م.) در شنهج[ كما ضربناكم على تأويله- به صيغه ماضى است] ولى روايت متن مطابق است با مروج الذهب( ٢: ٢١).
[٣] در شنهج( ٢: ٢٧٤)[ ابن حوى السكسكى] و در مروج الذهب( ٢: ٢١)[ ابو حواء السكسكى].
[٤] در شنهج[ ابن حوى].