پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٤٣ - احاديثى كه درباره عمار رسيده است
نصر، از سفيان بن سعيد[١]، از سلمة بن كهيل، از مجاهد، از پيامبر صلّى اللّه عليه، كه:
هنگامى كه (مشاهده فرمود) كسان براى بناى مسجد، سنگها را يك به يك مىآورند (و عمّار دو به دو[٢]) فرمود: «آنان (كافران) را چه به عمّار، وى آنها را به بهشت مىخواند و آنان او را به دوزخ. آنان گروهى گردنكش تبهكارند».
نصر، از سفيان، از اعمش، از ابى عمّار، از عمرو بن شرحبيل از مردى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه، كه حضرتش فرمود:
«عمار تا نرمه استخوانهايش[٣] از ايمان انباشته و سرشار است».
نصر، از حسن بن صالح، از ابى ربيعة الإيادىّ، از حسن، از پيامبر صلّى اللّه عليه: كه فرمود:
«همانا به راستى بهشت شيفته سه كس است: على و عمّار و سلمان[٤].» نصر، از عبد العزيز بن سياه، از حبيب بن ابى ثابت كه گفت:
هنگامى كه مسجد (پيامبر) را مىساختند عمّار سنگها را دو به دو مىآورد، پس پيامبر خدا صلّى اللّه عليه فرمود: «اى ابا يقظان خود را رنجه مدار» گفت: اى پيامبر خدا، من دوست دارم كه در ساختمان اين مسجد به كوشندگى كار كنم.
(راوى) گفت: سپس (پيامبر) دستى به پشت او كشيد و آنگاه گفت: «تو از ثوابجويان
[١] سفيان بن سعيد بن مسروق، ابو عبد اللّه ثورى كوفى، موثّق، حافظ، فقيه كه شايد گاه تدليسى بر زبانش رفته باشد. در سال ١٦١ در شصت و چهار سالگى بمرد. وى يكى از اصحاب رأى( رأى گرايان، در برابر حديث گرايان.- م.) بود.- تهذيب التهذيب و المعارف، ٢٧١. در اصل به تحريف[ سفيان عن سعيد] آمده است.
[٢] به استنباط از روايت حبيب بن ابى ثابت كه اندكى بعد آمده است.- م.
[٣] متن« المشاش» به ضم ميم: سر استخوانهاى نرم، غضروف.- اللسان( ٨: ٢٣٩ س ١٠)( مراد اينكه سراسر وجود عمّار سرشار از ايمان است.- م.)
[٤] سلمان فارسى، صحابى معروف، نخستين بار در غزوه خندق حضور يافت و سپس در تمام غزوات پيامبر و فتوح عراق شركت جست و والى مدائن شد. وى يكى از كسانى بود كه عمر دراز يافت. آوردهاند سيصد و پنجاه سال بزيست( كه بىگمان كنايه از كهنسالى اوست نه بيان دقيق سنين عمر وى. چنان كه در دعا مثلا گويند: اميدوارم هزار سال عمر كنى، يا در فراق گويند: هزار سال است تو را نديدهام، كه كنايه از طول مدت است.- م.)- الاصابة، ٣٣٥