پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤١٤ - عاريهگيرى پرچم حضين به وسيله ابى عرفاء
سرنيزههاشان خرد مىشد]. سپس به زانو در مىآمدند و خاك و كلوخ بر هم مىافكندند و روى يك ديگر را به خاك مىآلودند، سپس گريبان يك ديگر را به چنگ مىكشيدند و [با دهانها] يك ديگر را دندان مىگرفتند، و سنگ و كلوخ پرتاب مىكردند. سپس دو لشكر از يك ديگر جدا شدند. و (طرفه اين كه پس از جدايى دو لشكر) اتفاق مىافتاد كه يكى از عراقيان بر شاميان مىگذشت و مىپرسيد:
كدام راه را براى رسيدن به پرچمهاى فلان قبيله در پيش گيرم[١]؟ و آنها مىگفتند:
از اين سو برو، خدايت رهنمايى نكند! و يا مردى شامى بر عراقيان مىگذشت و مىپرسيد: به پرچمهاى فلان قبيله چگونه برسم؟ مىگفتند: از اين سو، خدايت حفظ نكند و عافيت نبخشد!.
يكى از فرماندهان (طايفه) نمر بن قاسط، از تيرههاى بنى تميم، عبد اللّه بن عمرو[٢] بود. هم در آن روز فلان، پسر مرّة بن شرحبيل[٣]، و حارث بن عمرو بن شرحبيل كشته شدند.
[عاريهگيرى پرچم حضين به وسيله ابى عرفاء]
نصر، از عمر بن سعد، از براء بن حيّان ذهلى ابو عرفاء، جبلة بن عطيه ذهلى در جنگ صفّين به حضين[٤] گفت: آيا پرچم خود را به من مىدهى كه آن را برگيرم تا خاطره نيكش براى تو و پاداشش از آن من باشد؟ حضين[٥] به او گفت: [اى عمو] مرا به خاطرهاى بدون پاداش و ثواب چه نيازى باشد؟ به وى گفت: تو از اين نيز بىنياز نيستى، آن را ساعتى به عمويت وام ده[٦]، ديرى نگذرد كه به دستت باز آيد. (حضين) دانست كه او آهنگ پيكارى
[١] متن« من اين آخذ» و در شنهج( ١: ٥٠١)[ كيف آخذ چگونه بروم].
[٢] مراد عبد اللّه، پسر عمرو بن عاص است.- م.
[٣] چنين است در متن« فلان بن مرة ...».
[٤] در اصل[ حصين]- آنچه در ص ٣٩٠ گذشت.
[٥] در اصل به تحريف[ حصين، با صاد].
[٦] متن از روى شنهج( ١: ٥٠٠)« اعرها عمّك ساعة» و در اصل[ اعيرها عنك ساعة ساعتى آن را از تو به عاريه گيرم].