پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٢٩٣ - حديثهايى كه درباره معاويه رسيده است
نصر: عبد العزيز گفت: حبيب بن ابى ثابت گفت: منذر بن ثورى[١] مرا حكايت كرد و گفت: محمد بن حنفيه گفت:
چون [پيامبر] خدا از فرا دست و فرو دست آن سرزمين (از هر سو) بر سر ايشان در آمد و سراسر سرزمينها را با فوجهاى (اسلام) انباشت[٢]، آنگاه تسليم شدند تا وقتى كه ياورانى بيابند (و سر بلند كنند).
نصر: از فطر بن خليفه[٣]، از منذر ثورى: عمّار بن ياسر گفت:
به خدا، اين گروه اسلام نياوردند بلكه تسليم شدند و در نهان كفر ورزيدند تا بر آن (كفر) ياورانى بيابند.
[حديثهايى كه درباره معاويه رسيده است]
نصر، از حكم بن ظهير، از اسماعيل، از حسن، [و همچنين گفت:] حكم [براى ما] از عاصم بن ابى النجود[٤]، از زرّ بن حبيش[٥]، از عبد اللّه بن مسعود [روايت كرد] كه (اين هر دو) گفتند:
پيامبر خدا صلى اللّه عليه و سلّم گفت: «هر گاه معاوية ابن ابى سفيان را ديديد كه بر منبر من خطبه مىخواند گردنش را بزنيد». حسن (بصرى) گفت: (مسلمانان) چنان (كه او فرموده بود) نكردند، و از اين رو رستگار نشدند.
[١] منذر بن يعلاى ثورى، ابو يعلاى كوفى، شرح حال وى در تهذيب التهذيب آمده است. در اصل[ منذر العلوى] آمده و شايد[ كوفى] باشد. متن مطابق شنهج تصحيح شد.
[٢] متن« و ملاء الاودية كتائب» و در اصل[ و ملئوا پر كردند و اشغال نمودند] و در شنهج[ و ملاء الاودية كتائب يعنى يوم فتح مكّة] آمده است.
[٣] فطر( به كسر فاء) بن خليفه، ابو بكر حناط از موالى بنى مخزوم- تهذيب التهذيب و المعارف، و مشارق الانوار( ٢: ١٦٨) و در اصل به تحريف[ قطرب].
[٤] عاصم بن بهدلة الاسدى، از موالى كوفى بنى اسد و از قاريانى كه در قرائت قرآن حجت بود، وى بر عبد الرحمن سلمى، و زرّ بن حبيش قرائت كرد. معروف به ابى النّجود( به فتح نون) بود و مادرش چنان كه در قاموس آمده« هدلة» نام داشت. در سال ١٢٨ درگذشت- تهذيب التهذيب و المعارف، ٢٣١
[٥] زرّ بن حبيش بن حباشة، به رموز زبان عربى بيش از هر كس آگاه بود و عبد اللّه بن مسعود مشكلات اين زبان را از او مىپرسيد. در سال هشتاد و يك يا هشتاد و دو يا هشتاد و سه در سن صد و بيست سالگى درگذشت- تهذيب التهذيب و المعارف، ١٨٨ و الاصابة، ٢٩٦٥