پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٠٨ - اختلاف بر سر داورى
از تو رويگردانم. خداوند بدين شمشير من خونهاى مردانى را ريخته است كه تو در نظر من از هيچيك از آنان بهتر نيستى و ريختن خونت حرامتر از ريختن خون هيچيك از آنان نيست. (و تو بيش از آنان سزاوار كشتنى).
عمّار بن ربيعه گفت:
من بدان مرد نگريستم، گويى بر بينى او گدازه[١] نهاده بودند، وى اشعث ابن قيس بود. سپس اشتر افزود و گفت: با اين همه من بدانچه على، امير مؤمنان كند رضايت دارم. به هر جا درون شود، درون شوم و از هر جا برون آيد، برون آيم زيرا وى جز به راه درستى و هدايت نرود.
[اختلاف بر سر داورى]
نصر، از عمر، از ابى جناب، از اسماعيل بن سميع[٢]، از شقيق بن سلمه[٣] و جز او:
اشعث پيماننامه را برداشت و به ميان مردم رفت تا آن را براى كسان بخواند و به ايشان عرضه دارد.
نخست بر صفوف شاميان و از برابر فوجها و پرچمهاى ايشان گذشت، و آنان بدان رضايت دادند، سپس بر صفوف و فوجها و پرچمهاى عراقيان گذشت و بديشان عرضه داشت تا آنكه بر فوجها و پرچمهاى (قبيله) عنزه گذشت- در صفّين چهار هزار خفتان پوش از عنزه با على بودند- چون اشعث بديشان رسيد و پيماننامه را بخواند، دو جوان از آن ميان گفتند: «لا حكم الّا للّه- هيچ حكمى جز خدا را نباشد» آنگاه با شمشير به صفوف شاميان حمله بردند [و جنگيدند] تا نزديك سراپرده معاويه كشته شدند، و آن دو نخستين كسانى بودند كه اين شعار را دادند[٤] و نامشان معدان و جعد بود و هر دو برادر بودند. سپس
[١] اصل مطابق با طبرى« على انفه الحمم» و در شنهج( ١: ١٩٢)[ الحميم] و حمم خاكستر و زغال و ديگر چيزهايى است كه از سوختن حاصل شده باشد و مفرد آن« حممة» است.( در تداول عامه فارسى به آن خلواره گويند.- م.)
[٢] در شنهج[ شفيع].
[٣] در شنهج[ سفيان بن سلمة].
[٤] متن« هما اول من حكّم»، در اللسان آمده است:« و الخوارج يسمون المحكّمة، لانكارهم امر الحكمين و قولهم« لا حكم الا للّه»- خوارج را از آن رو محكّمه خواندند.»