پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧١٠ - اختلاف بر سر داورى
را بر صفوف شام و عراق عرضه داشتم و تمامى گفتند: رضايت داريم، تا آنكه بر فوجهاى بنى راسب و پارهاى از ديگر كسان گذشتم، گفتند: «ما رضايت نداريم، و داورى جز خدا را نشايد. بايد با مردم عراق همراه با شاميان بر سر آنان (كه تن به داورى دادهاند) بتازيم و ايشان را بكشيم.» على گفت: آيا آنان جز يكى دو فوج و جز اندك كسانى بودند؟ گفت: چرا[١]. گفت: آنان را واگذار. (راوى) گويد: على عليه السلام پنداشت كه شمار آنها اندك است و درخور اعتنا نيستند. ديرى نگذشت كه بانگ مردم از هر سو و هر كران برخاست كه «حكمى جز خدا را نشايد»، اى على حكم، خدا راست نه تو را. ما راضى نيستيم كه مردم را در كار دين خدا به داورى گيرند. خداوند حكم خود را در باره معاويه و يارانش گذرانده كه يا كشته شوند يا سر به فرمان ما سپارند. ما آن دم كه به داورى تن داديم، دستخوش لغزش و خطا شديم، پس بازگشتيم و توبه كرديم، اى على تو نيز چون ما باز گرد و همانگونه كه ما در برابر خداوند توبه كرديم، توبه كن. وگرنه ما از تو بيزارى مىجوييم. على گفت: واى بر شما، آيا پس از اعلام رضايت [و پيمان] و عهد باز گرديم؟ مگر نه آنكه خداى تعالى فرموده است:
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ- به قراردادها وفا كنيد[٢].
و فرمود:
أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ.
[١] متن« قال: بلى- گفت: آرى» و در اصل و شنهج( ١: ١٩٣)[ قال: لا- گفت: نه]( ايجاز اين پاسخ، به هر دو صورت نفى و اثبات، موهّم است. چنان كه مىتوان استنباط كرد:« آرى، اندكى بودند» يا« آرى، جز اندكى بودند» يعنى: بسيار بودند. و نيز« نه، بيشتر بودند» يا« نه، بيش از اندكى نبودند» و به روايت راوى همين ايجاز در جواب، موجب پندارى شده كه در عبارت بعد آمده است.- م.
[٢] جزئى از آيه نخست سوره مائده، و در اصل به تحريف[ بالعهود] آمده است.