پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧١١ - اختلاف بر سر داورى
چون (با خدا و رسول و بندگانش) عهدى بستيد بدان عهد وفا كنيد و هرگز سوگند و پيمانى را كه مؤكد و استوار كرديد نشكنيد چرا كه خدا را بر خود ناظر و گواه گرفتهايد و خدا به هر چه مىكنيد آگاه است[١].
به اين ترتيب على از پيمانشكنى خوددارى كرد و خوارج نيز پذيرفتن داورى را «گمراهى» خواندند و آن را مورد طعن قرار دادند و از على عليه السلام بيزارى جستند، و على نيز از آنان بيزارى جست.
سخنور مردم شام، حمل بن مالك ميان دو صف در ايستاد و گفت: اى مردم عراق، شما را به خدا سوگند مىدهم، آيا نمىخواهيد به ما بگوييد كه چرا از ما دورى گزيديد؟ گفتند: از آن رو از شما دورى گزيديم كه خداوند عزّ و جلّ بيزارى و دورى از هر كس را كه به غير از آنچه خدا فرستاده حكم كند روا شمرده است، شما جز بدان راه كه خداوند فرموده است، حاكمى براى خود برگزيديد و از او پيروى كرديد، در حالى كه خداوند دشمنى ورزيدن با چنان حاكمى را روا شمرده و ريختن خونش را حلال دانسته است، مگر آنكه وى باز گردد و توبه كند و به دين گردن نهد. اين پندار (و گزينش) شما بر خلاف فرمان خدا بود، با اين همه شما بر رغم آنچه خدا فرو فرستاده (و بر خلاف حكم قرآن) از آن حاكم كه خود منصوبش كرديد، پيروى و اطاعت نموديد با آنكه خداوند دشمن شمردن او را امر فرموده است، و ريختن خونش را حرام شمرديد در صورتى كه خداوند به ريختن خون او فرمان داده است. ما از آن رو با شما پيكار كرديم كه شما آنچه را خدا حلال شمرده حرام پنداشتيد و آنچه را خدا حرام كرده حلال انگاشتيد، و احكام خدا را فرو نهاديد و بر خلاف هدايت الاهى از هواى خويش پيروى كرديد. آن شامى، حمل[٢] ابن مالك (در پاسخ) گفت: شما برادران و خليفه ما را، در حالى كه ما از او دور بوديم، كشتيد، از او خواستيد كه توبه كند و وى توبه كرد، با اين همه شتابان بر او
[١] النحل، ٩١.
[٢] در اصل به تصحيف[ حمزة بن مالك].