پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٤١ - ابو موسى وسايل سفر را آماده مىكند
اسلام نرسد.
بار الها، اگر وى عراق را دچار گرفتار و مشكلى نكند[١]، هرگز عراق و مردمش را از نعمت وجود وى بىنصيب مگذار.
از اين رو ابو موسى گفت: به خدا سوگند، من اميدوارم كه خداوند اين مشكل را بگشايد و من در اين راه در خور خرسندى خدا باشم.
[ابو موسى وسايل سفر را آماده مىكند]
نصر گويد:
شريح بن هانى زاد راه (و وسايل حركت) ابو موسى را به نحوى شايسته آماده كرد و جاهش را در ميانه مردم بسى بزرگ نمود تا ابو موسى را در ميان قوم خود شرف افزايد، پس شنّى در اين باره، براى شريح چنين سرود:
|
زففت ابن قيس زفاف العروس |
شريح الى دومة الجندل ... |
|
اى شريح، در عزيمت ابن قيس[٢] و دومة الجندل[٣] ضيافت متكلّفانهاى چون جشن دامادى براى او ترتيب دادى.
اين بزرگداشت داماد گونه تو از اشعرى[٤] بلايى بود، چه هر حادثهاى كه قلم قضا بر آن رفته واقع خواهد شد.
اين اشعرى نه چندان خردمند و هوشيار، و نه داراى قاطعيّت و برندگى كلام است[٥].
وى كسى نيست كه حقّ و مصلحت مردم عراق را تأمين كند و حتّى اگر به او گويند:
«اين حق را بگير»، چنان كند.
عمرو، به حيله نيك مىكوشد، و او را نيرنگها و خدعههاى بسيار است كه گويى آنها را از آسمان الهام مىگيرد.
اگر اين دو داور به هدايت داورى كنند از ايشان پيروى خواهد شد، و اگر به
[١] متن« لم يرمه بالبوائق» و در شنهج[ بالصواعق].
[٢] مراد ابو موسى اشعرى است.- م.
[٣] نام محلى كه حكميت داوران در آنجا صورت گرفت.- م.
[٤] مراد ابو موسى اشعرى است.- م.
[٥] متن« و لا صاحب الخطبة الفيصل» و در شنهج[ و لا صاحب الخطة- نه صاحب طرح و برنامه].