پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٥٨ - روز هرير
ابو جعفر گفت:
طفيل بن ادهم برابر قرارگاه على و ابو شريح جذامى برابر جناح راست و ورقاء بن معمّر پيش جناح چپ سپاه در ايستادند، و سپس ندا در دادند: اى توده عرب، خدا را، خدا را، به زنان و دختران خويش بينديشيد و مراعاتشان كنيد، اگر شما نابود شويد، فردا چه كسى در برابر روميان و تركان و پارسيان در ايستد[١]؟
خدا را، خدا را، دينتان را بپاييد. اين كتاب خدا ميان ما و شما داور است. على گفت: پروردگارا تو مىدانى كه اينان به دل خواستار قرآن نيستند. پس خود ميان ما داورى كن كه تو به درستى داور بر حق و روشنگرى. در ميان ياران على اختلاف نظر پديد آمد. پارهاى گفتند: «جنگ» و پارهاى گفتند: «داورى بردن به قرآن» زيرا اينك كه آنان ما را به داورى قرآن خواندهاند براى ما جنگيدن روا نيست.
در اين هنگام جنگ فرو نشست و بارهاى گرانش را بر زمين نهاد. (و آتش بس شد). محمد بن على گفت: در آن هنگام داوران منصوب شدند.
[روز هرير]
نصر: در حديث از عمرو بن شمر با سلسله سند او گويد:
چون آن روز دشوار در رسيد ياران معاويه گفتند: به خدا سوگند كه ما آوردگاه را ترك نمىكنيم مگر آنكه يا خدا فتح و فيروزى را به ما ارزانى دارد يا جملگى بميريم. پس در صبحگاه آن روز كه از روزهاى بلند و بسيار گرم بود[٢] به نبرد شتافتند. نخست به تيراندازى آغاز كردند تا تيرها تمام شد، آنگاه به نيزه زدن پرداختند تا نيزهها خرد شد، آنگاه پارهاى از سپاهيان از اسبهاى خود به زير آمدند و پياده با (نيام) شمشير به سر و جان
[١] متن« ممّن للرّوم و الاتراك و ...؟» و در شنهج[ من الرّوم و الاتراك و ...- به خاطر خدا، به سرنوشت زنان و دخترانتان بينديشيد كه پس از نابودى شما، از دست روميان و تركها و پارسيان چه مصيبتها خواهند كشيد.]
[٢] متن از روى شنهج« فبادروا القتال غدوة» فى يوم من ايام الشّعرى طويل شديد الحرّ» و در اصل[ فباكروا القتال غدا يوما من ايّام الشّعرى طويلا ...].