پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٣٠ - پاسخ ابن مقبل
زين و لگام آن مركب چنان غرق عرق بود كه گويى جامهاى را در آب فرو برده و خيسانده باشند[١].
وى (معاويه) آن اسب را به خاطر چنين خدمتى كه به او كرده بود بسى نواخت و اصطبلى متكلّفانه برايش آراست.
پاسخ ابن مقبل
پس ابن مقبل عامرى چنين پاسخش گفت:
|
تأمّل خليلى، هل ترى من ظعائن |
تحمّلن بالجرعاء فوق ظعان ... |
|
اى يار من درنگ كن، آيا هودجها را مىبينى كه در ريگزار بر پشت اشتران باركش مىگذارند؟
بر اشترانى كلان كه زانوانشان پينه بسته و از بن گوش آنها عرق روان است.
صبحگاه از آبشخور وحيدان[٢] آب نوشيدند، به اندازهاى كه تا كوهسار رعم،[٣] آنجا كه دو كوه[٤] پديدار شود، برسند[٥].
تمام شب راه پيمودند و از راهپيمايى شبانه نياسودند تا ماه در منزل ستاره دبران[٦] در آمد.
آنگاه بار بر زمين نهادند كه ستاره شعرى[٧]، چنان كه گويى تير شهابى پرانده شود، فروشد.
آيا اشترى نيك و نژاده[٨] و هيونى كه[٩] عرق از بن گوشش جارى است[١٠] اهل دهماء[١١] و نيز خود را به مرغزار مطلوبش خواهد رساند؟
[١] متن از روى كتاب الخيل، ابى عبيده ص ١٦٢،« اذا اتبل ثوبا ماتح خضلان» و در اصل[ ... ثوبا انجد ...] كه وجهى ندارد.
[٢] وحيدان، دو رود در سرزمين قيس است.
[٣] رعم( به فتح راء)، چنان كه ياقوت در ماده( رعم) آورده است نام كوهى در سرزمين بجيله است.
[٤] ضدوان( به فتح ضاد و دال)، دو كوه.
[٥] نام محلهايى كه در اين بيت آمده در متن با توجه به معجم البلدان چنين تصحيح شده است:
\sُ« فصبّحن من ماء الوحيدين نقرة\z بميزان رعم اذ بدا ضدوان»\z\E
[٦] نام ستارهاى از منازل ماه است.
[٧] نام ستارهاى است معروف به شعراى يمانى. متن به تصحيح قياسى« و عرّسن و الشّعرى» و در اصل[ ... فى الشعرى].
[٨] حرّة، شتر اصيل و نژاده.
[٩] متن« أعيس- شتر كلان» و در اصل به تحريف[ اغبس].
[١٠] متن به تصحيح قياسى« نضّاح القفا» و در اصل به تحريف[ نضاح القرى] كه وجهى ندارد.
[١١] دهماء، نام جايى است از سرزمين مزينه از نواحى مدينه كه آن را دهماء مرضوض خوانند.