پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٢١ - خطبه على پس از صلح
تو سر نتابيم و برابرت لب به سخن نگشاييم[١]، هر چه خواهى به ما بفرماى.
ردّ پيشنهاد سعيد بن قيس از سوى على
(على) گفت: اگر اين آمادگى قبل از برافراشتن قرآنها[٢] مىبود، من لشكر دشمن را نيست و نابود مىكردم، يا تو خود به تنها (با چنين فوج عظيمى) پيش از اين كارشان را مىساختى. اما اينك هشيارانه باز گرديد، به جان خودم كه نمىخواهم تنها يك قبيله را به پيكار با آن همه مردم بكشانم.
[خطبه على پس از صلح]
نصر، از عمر بن سعد، از اسحاق بن يزيد، از شعبى كه گفت:
على به روز صفّين، وقتى مردم به صلح اقرار كردند، گفت: اين گروه نه چنانند كه به حق بازگشته باشند و آن را ايفا كنند[٣]، و نه آن گونهاند كه به كلمه وحدت- آفرين پاسخ مثبت دهند و به جنبش در آيند، تا آن كه لشكرهاى انبوه، از پس طلايهداران بر آنان تازند و با دستههايى روبرو شوند كه پياپى در رسند و سپاه[٤] پس از سپاه، به سرزمينشان حمله كنند و اسبان جنگى به اطراف و اكناف مملكتشان در آيند و زمينها و چراگاههاى ايشان را به زير سم بكوبند، و از هر كران مورد تاخت و تاز قرار گيرند. تا گروهى راست اعتقاد و شكيبا به مقابله آنان بر آيد كه نابودى و كثرت كشتگان و مردگانشان در راه خدا جز كوشايى ايشان را در فرمانبردارى از خدا، و اشتياق آنها را به ديدار خدا نيفزايد. ما با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بوديم و پدران و فرزندان و برادران و عموهاى خود را مىكشتيم، و اين كار جز آنكه بر ايمان و تسليم (و اسلام) ما بيفزايد، و ما را بر
[١] متن« لا نردّ عليك» و در شنهج[ لا نرد امرك- فرمانت را رد نمىكنيم].
[٢] متن« قبل رفع المصاحف» و در شنهج[ قبل سطر الصّحيفة ...- پيش از نوشتن پيمان نامه ...].
[٣] متن« ليفيئوا الى الحق» و در شنهج[ لينيبوا الى الحق] كه به همان معنى است.
[٤] متن« الخميس» كه سپاهى است كامل مركب از پنج بخش شامل: طلايه و قلب و ميمنه و ميسره و پياده نظام.- م.