پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٤٦٧ - كشته شدن عمار بن ياسر
(دشمن) نگريست، هاشم به وى گفت: اى عمّار خدايت رحمت كناد، تو مردى هستى كه جنگ را سبك گرفتهاى، ولى من بايد با اين پرچم (و اين فوج) پيش تازم و اميدوارم كه با اين حمله به مراد خود برسم (و پيروز شوم) و اگر اندكى سبك بگيرم (و بى ملاحظه هجوم آرم) از هلاكت ايمن نباشم. (همان روز) معاويه به عمرو گفته بود: واى بر تو، كه امروز هاشم بن عتبه پرچمدار است- و او پيش از آن به چابكدستى حملهاى برقآسا به وى كرده بود- اگر امروز هم همان گونه برقآسا بتازد روزى سخت درازتر و دشوارتر بر شاميان بگذرد، و اگر با گروهى از يارانش پيشروى كند در اين صورت اميدوارم كه تو بتوانى آنان را در محاصره خود گيرى. عمّار همچنان وى را تشويق مىكرد تا به هجوم پرداخت، و معاويه كه پيشروى او را ديد، ياران غيرتمند خود و كسانى را كه گمان سختكوشى و شدّت عمل و سرعت امداد رسانى بر آنان مىرفت از جانب خود گسيل داشت، و در ميان اين گروه عبد اللّه بن عمرو بن عاص بود كه [آن روز] دو شمشير برداشته، يكى را حمايل كرده بود و با ديگرى ضربت مىزد، و سواران على او را محاصره كردند، پس عمرو گفت: اى خدا، اى رحمن، پسرم، پسرم، و معاويه مىگفت:
شكيبا باش، شكيبا باش! كه پروايى بر او نيست. عمرو گفت: اگر به جاى او يزيد بن معاويه مىبود تو خود شكيبا مىماندى؟ پاسداران شامى همچنان حملات را از او دفع مىكردند[١] تا فرصتى يافت و سواره با همراهان خود از حلقه محاصره گريخت، و هاشم در آن معركه مجروح شد.
[كشته شدن عمّار بن ياسر]
[نصر: گفت: عمر بن سعد ما را حديث كرد و گفت:
عمّار بن ياسر رضى اللّه عنه آن روز در معركه زخم خورد و كشته شد]. عمّار هنگامى كه به پرچم عمرو بن
[١] متن« يذبّون عنه» و در شنهج[ تذب عن عبد اللّه از عبد اللّه دفع مىكرد].