پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٦٠١ - عمرو و اشتر
برخورد عمرو با اشتر
پس عمرو با آن گروه (كلاعيان و يحصبيان) به ميدان رفت و اشتر پيشاپيش سواران خود به او برخورد [و مىدانست كه بزودى با او درگير خواهد شد]، اشتر [رجز مىخواند و] مىگفت:
|
يا ليت شعرى كيف لى بعمرو |
ذاك الذى اوجبت فيه نذرى ... |
|
به جان خودم، كه چه به روز عمرو بيارم! آن كس كه بايد عهدى را كه با خود بستهام در حقّش اجرا كنم.
آن كس كه وى را به جدّ و جهد دنبال مىكنم، آن كس كه (با كشتن او) دل خود را آرام مىبخشم.
آن كس كه اگر وى را هر دمى از دمهاى زندگيم ببينم ديگ خشم و انتقامم با ديدنش به جوش مىآيد، يا نه، بار الها (اگر تقدير چنان رفته كه نتوانم به عهد خود وفا كنم) پوزش مرا بپذير.
عمرو و اشتر
عمرو دانست كه او اشتر است، و نيرويش در جا بكاست[١] (و دلش فرو ريخت) و سخت بهراسيد، ولى شرم داشت كه باز گردد، ناگزير به جانبى كه صداى او مىآمد روان شد و مىگفت:
|
يا ليت شعرى كيف لى بمالك |
كم كاهل جببته[٢] و حارك ... |
|
[١] متن به تصحيح قياسى« فشل حيله» و در اصل به تحريف[ خيله]، اين كلمه در شنهج نيامده است.
[٢] متن به تصحيح قياسى و در اصل[ كداجل خيبة] و در شنهج[ كم جاهل جببته].