پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٣٩٧ - نبرد ربيعه و حمير
پاسخ يكى از ربيعيان به وى
آنگاه مردى از ربيعه برخاست و گفت: «به خدا وقتى امر ربيعه به دست تو افتاد كارشان زار شد. به ما فرمان مىدهى عقب ننشينيم و روى نگردانيم تا خود را به كشتن دهيم و خون خويش را هدر كنيم؟ مگر به كسان نمىنگرى و نمىبينى كه بيشتر آنان گريختهاند؟» پس تنى چند از مردان قوم بر ضد او برخاستند و سرزنشهاى سخت بدو كردند[١] و به مشتهاى خود كوفتندش. خالد بن معمّر گفت: «اين را از ميان خود برانيد كه اين اگر بماند شما را زيان رساند و اگر برود از شما چيزى نكاهد، اين كسى است كه نه رفتنش شما را بكاهد و نه وجودش در ميان شما خلائى را پر كند. خدايت عذاب دهد[٢]، اى سخنگوى قوم! چگونه از خير دورى گزيدى[٣]؟»
نبرد ربيعه و حمير
نبرد (قبيله) ربيعه با حميريان و عبيد اللّه بن عمر شدت گرفت و شمار كشتگان هر دو جانب بسيار شد، و عبيد اللّه بن عمر حمله آورد و گفت: منم پاك پاكزاده. گفتند: تويى، ناپاكمردى كه زاده پاكمردى هستى. پس شمر بن ريّان بن حارث[٤] كه از دليرترين مردم بود كشته شد. سپس نزديك به پانصد سوار يا بيشتر، از ياران على، غرق در آهن، كه سر و روى را به دستارى سپيد پيچيده بودند و جز ديدگانشان پيدا نبود به ميدان آمدند و از شاميان نيز شمارى برابر آنها در آمدند و در دو صف به نبرد پرداختند و ديگر مردم زير پرچمهاى خود بر جاى ماندند. در اين پيكار، از اينان و آنان، حتى يك تن
[١] متن از روى شنهج( ١: ٤٩٦)« فتناولوه بقسيّهم» و در اصل[ ... بفيهم به زبان پرخاش خود گرفتندش] و در طبرى[ و تناولوه بألسنتهم].
[٢] متن از روى طبرى« برّحك اللّه» و در اصل[ يرحمك اللّه]( كه مناسب مقال و حال نيست.- م.) و در شنهج[ ترحك اللّه خدايت غمنده دارد].
[٣] متن« كيف جنّبك الخير» و در شنهج[ لقد جنّبك الخير] و در طبرى[ كيف جنّبك السّداد چگونه از استوار گامى دورى گزيدى].
[٤] در طبرى[ سمير بن الرّيّان بن الحارث العجلى].