پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ٧٦٢ - شعرهايى كه پس از داورى گفته شده است
اما در دلش خلجانى پديد آمد و خود او را به پستترين جا كه دروغها و بدگمانيها متوجّهش بود فرو برد.
پس يكى از ياران على پاسخش داد و سرود:
|
غدرتم و كان الغدر منكم سجيّة |
فما ضرّنا غدر اللّئيم و صاحبه ... |
|
با ما غدر كرديد، و مكر و ناپيمانى خصلت شما بود، ما را از ترفند آن فرو مايه مرد[١] و مولايش[٢] چه زيان باشد؟
شما بدترين مردم زمانه را مؤمن خوانديد، دروغ گفتيد و بدترين كس آن است كه با مردم دروغ گويد.
شما [خود خوب مىدانيد[٣]] كه پسر حرب[٤]، با آنكه كاتب پيامبر خدا بود، مورد لعن آن حضرت قرار گرفت.
عمرو بن عاص هنگامى كه با ابو موسى نيرنگ باخت چنين سرود:
|
خدعت ابا موسى خديعة شيظم |
يخادع سقبا فى فلاة من الارض ... |
|
به ابو موسى نيرنگى كلان زدم (و كلاه گشادى سرش گذاشتم) چنان كه شتر بچهاى نادان در زمينى بر آمده فريب داده شود.
بدو گفتم: ما هيچيك از آن دو (پيشوا) را خوش نداريم، پس پيش از آن كه دشواريها و لغزشها بيشتر شود هر دو را خلع مىكنيم.
چه آن دو هرگز ذرّهاى با هم توافقى ندارند، و هر يك بر باطل، راهى جدا از آن ديگرى در پيش گرفتهاند.
وى سخن مرا پذيرفت تا آن كه رفيق (و مولاى) ايشان[٥] را خلع كردم و رفيق ما[٦] مستقيما زمامدار شد.
در حالى كه پسر حرب[٧] تن به ولايت آنها نمىسپرد و هاشمى[٨] نيز هرگز حاضر
[١] مراد عمرو بن عاص است.- م.
[٢] مراد معاويه است.- م.
[٣] در متن و اصل« و لكم ... بن حرب بصيرة»، اين مصراع همين گونه ناقص آمده و تمام شعر نيز در شنهج نيامده است.( شايد چيزى قريب بدين عبارت بوده است: و لكم فى ابن حرب بصيرة؟. ترجمه قياسى است.- م.)
[٤]( مراد معاويه است.- م.)
[٥] مراد على بن ابى طالب عليه السلام است.- م.
[٦] ( ٦، ٧) مراد معاويه است.- م.
[٧] ( ٦، ٧) مراد معاويه است.- م.
[٨] مراد على بن ابى طالب عليه السلام است.- م.