پيكار صفين (ترجمه وقعة صفين) - نصر بن مزاحم؛ مترجم پرويز اتابکي - الصفحة ١٢٠ - معاويه و عبيد الله بن عمر
چون عبيد اللّه برفت، معاويه گفت: به خدا اگر موضوع كشتن هرمزان به دست او و ترس او بر جان خويش از جانب على نبود[١]، هرگز نزد ما نمىآمد.
آيا ستايش گويى او را از على نديدى؟ عمرو گفت: «اى معاويه، چون به نيرو و مردى برنيايى به نرمى كوش». اين سخن به گوش عبيد اللّه رسيد و چون به خطبه ايستاد گفتنيهاى خود را گفت تا به آنچه قرار بود درباره على بگويد رسيد و خوددارى كرد [و چيزى نگفت]. معاويه به او گفت: اى برادرزاده من[٢] بىگمان يا به عجز بيان و يا به خيانت (در قول و قرار) دچار گشتى. و او پاسخش داد:
«چون ديدم مردم سخن مرا (بى چون و چرا) باور مىكنند خوش نداشتم (و روا ندانستم) بر ضد مردى كه عثمان را نكشته است گواهى قطعى دهم. [از اين رو چيزى نگفتم]. پس معاويه او را براند و در حقش توهين كرد و وى را فاسق خواند، و عبيد اللّه چنين سرود:
شعر عبيد اللّه
|
معاوى لم اخرص[٣] بخطبة خاطب |
و لم اك عيّا فى لوىّ بن غالب ... |
|
اى معاويه من در خطبهاى كه ايراد كردم دروغى نگفتهام و درباره دودمان لوىّ ابن غالب زبانم بند نيامده بود، ولى چون كسى رفتار كردم كه از دشنامگويى به مردى غايب، در عراق خوددارى كرده باشد.
دشنامگويى آشكار من به على به خاطر ابن عفان به بريدن كينتوزانه بينى[٤]
[١] متن« مخافة علىّ على نفسه» و در شنهج[ مخافته عليا على نفسه].( عبيد اللّه بن عمر هرمزان را با وجود آن كه اسلام آورده بود بىگناه كشته بود.- م.)
[٢] متن« ابن اخى» و در اصل به تحريف[ ابن اخ] زيرا چون منادى به كلمه مضاف به ياى متكلم اضافه شود ياء اثبات مىشود چون« يا ابن اخى» و« يا ابن خالى» جز آن كه« ابن ام» يا« ابن عمّ» باشد كه در اين دو مورد اختلاف است.
[٣] متن به تصحيح قياسى و در اصل و شنهج به تحريف[ لم احرص].
[٤] متن به تصحيح قياسى ...« يجدّع بالشحناء» و در اصل[ أجدع بالشحناء] و در شنهج[ كذاب و ما طبعى سجايا المكاذب] كه وجه درست اين تعبير« و ما طبى ...» بايد باشد( به تعبير امثال فارسى يعنى تف سربالاست.- م.)